تبليغاتX
نسیم عشق - شمیم مریم
مسائل و موارد قبل و بعد از ازدواج

قبل از اینکه بله را بگویید

در جلسه خواستگاری و پیش از آن چه باید گفت؟؟؟

سعی کنید به هنگام گفتگو حقایقی که لازم است را بگویید، اما مطمئن شوید آنچه می گوئید واقعیت است نه برداشت خودتان، صرفا سوالات کلیشه ایی نپرسید، سوال سازی کنید شیوه طرح سوال و پاسخگویی با ملایمت و مهربانی و انعطاف باشد تصور نکنید صحنه دادگاه و محاکمه است و شما رقیب یکدیگر و ... اضافه می شود اگر رفتارها خوب باشد عشق پدید می آید

دختران و پسران عزیز :  مسلما پیش از اینکه «بله»را بگویید باید از اخلاق و رفتار همسر آینده تان تا حد توان آگاهی یابید، البته نباید در این امور دچار وسواس شوید، یک تحقیق از منابع مورد اطمینان، مدتی معاشرت، و سوالاتی که مطرح می کنید، بدانید هیچ کس کامل و ایده آل نیست، به طور مثال مگر خواهر، برادر و اقوام خودتان کامل هستند؟ برای هر کس عیبی متصور است، مسلما شما بیش از هر کس عیوب نزدیکانتان را میدانید، و اگر آنها را عنوان کنید هیچ کس برای ازدواج با ایشان پیش قدم نمی شود، تنوع و زیبایی زندگی وجود این اختلافهاست، منتهی باید سعی کرد نسبت مدیریت و بعضا رفع آن با اطلاع و آگاهی گام پیش نهاد.

با نگاه و دقت در شیوه زندگی طرف مقابل می توانید چیزهای فراوانی راجع به او بفهمید. به هر حال فرقی نمی کند چه از طریق مشاهده دقیق باشد چه از طریق گفت وگو، باید تصویر واضحی از همه ابعاد شخصیت او، درباره شیوه زندگی اش و درباره اعمالی که در شرایط گوناگون از او سر خواهد زد به دست بیاورید. می توانید با پرسش ها شروع کنید، پاسخ هایی که می گیرید کمک می کن تصمیم بگیرید و بفهمید همسر آینده شما در چه شرایطی ایده آل است و در چه شرایطی نیست، بسیاری از ایده آل نگری ها و پرسش و پاسخ های متداول دوران آشنایی و نامزدی خیلی ضمانت اجرایی ندارد، این را همه متاهلان می دانند، با این حال یک فضایی مقابل دیدگان ما می گستراند و از نظر روحی اطمینان هایی فراهم می کند. پس به جای سوالات کلیشه ایی و ظاهری سئوالاتی را خودتان طرح کنید.

نکاتی وجود دارد که در طرح سئوالات جلسات خواستگاری ، شناسایی دختران و پسران در رابطه هایشان یا ....، تا حدودی کمک می کند که فرد شناخت عقلانی (نه احساسی) نسبت به طرفش کسب کند باید دارای شرایطی باشد که بعضی از آنها به قرار ذیل است:
1- فکر نکنیم که سئوالات باید استاندارد شده و از پیش تعیین شده و با جوابهای مشخص باشد، باید هنگام گفتگو مانند آدم آهنی خشک نباشیم و سعی کنیم سئوالات را در همان جلسه نسبت به هرچیزی که مبهم هست، طرح کنیم.

2- سئوالات کلی برای شروع خوبست ولی فایده های آن اندک هستند. مثلا این سئوالات:

-   شما چه توقعی از همسر آیند ه ات داری؟
-   شما نظرت در مورد اخلاق و ایمان چیه؟
-   میعارهای شما برای ازدواج چیست؟

-  نظر شما در مورد حجاب چیست؟

-  شما چه نقشی برای زن در خانواده، یا چه نقشی برای مرد در خانواده قائل هستید؟

چون سئوالات این چنین کلی، حتما جواب کلی دارد و جوابهای کلی چون مبهم و ناشفاف هستند ، طرفین همانطور که دوست دارند بر اساس ذهنیات خود تفسیر می کنند و این مفهوم شناخت از یکدیگر را با تحریف روبرو می سازد
3- به جای سئوالات کلی، سعی کنید مفاهیم را به زودی به طرف مصداق ها و مثالهای عینی بکشانید، و با طرح مسئله فرد را در موقعیت قرار دهید. موقعیت هایی که هر روز در زندگی خانوادگی افراد پیش می آید و زوجین نسبت به آن واکنش احساس، فکری یا رفتاری نشان می دهند.

شما بهتر است به عنوان مثال به جای اینکه این سئوال کلی را بپرسید که نظرتان در مورد حجاب چیست؟ می توانید سئوالات جزئی زیر را بپرسید؟
آیا آقایان هم باید حجاب داشته باشند؟ اگر بلی چند تا مثال بزنید؟
آیا شما خانواده ای را دیده اید که به خاطر رعایت نکردن حجاب از طرف مرد گسسته شده است؟
آیا به نظر شما برای حجاب خانم حتما چادر ضروریست؟
آیا مانتو و مقنعه را حجاب می دانید؟
آیا روسری و لباس پوشیده مثل بلوز و شلوار حجاب هست؟
آیا خانم می تواند بین افراد نزدیک مثل پسر عمو، دوست ، پسر خاله، یا اقوام بدون روسری باشه؟
آیا تفاوتی بین پوششی که خانم با شوهرش داره و پوششی که با پسر خاله اش داره وجود داره، تفاوتش چیه؟
آیا به فرض پذیرش حجاب مورد نظر شما، کار خانم در محیط هایی که کاملا مردانه هست ، مثل یک کارخانه یا معدن یا ...، اشکالی داره؟
آیا یک آقا یا یک خانم پس از ازدواج می تواند یک ارتباط عاطفی با جنس مخالف داشته باشه ؟ سطح این ارتباط را مثال بزنید؟ حدودش چقدر است؟
- آیا برای یک خانم دست دادن به یک اقوام نزدیک مثل پسر عمه را می پذیرید؟
آیا خنده ، شوخی، و سر به سر گذاشتن یک آقایی را که ازدواج کرده با خانمهای دوست و فامیل را قبول دارید، یا همین مورد را در مورد خانمها می پذیرید؟
و صدها سئوال از این دست که تمرکزشان بر جزئیات هست؟ یعنی مثالهایی که در زندگی های مختلف کم و بیش ممکن است پیش بیاید.) این به شما بستگی دارد که سئوالهای را جزئی و با مثال و متناسب با حال و احوال خود طرح کنید)

فراموش نکنید انسان تحت هر شرایطی باید مواردی که با فاش شدن آن کانون زندگی فرد متزلزل می شود را بازگو کند، مانند: بیماریهایی که ادامه زندگی را مشکل می کند، ازدواج قبلی، اعتیاد و...

4- حال که در بند یک متوجه شدیم سئوال کلی نباشه و قابل انعطاف باشه و از پاسخ سئوالات قبلی در بیاید و در سئوال دوم هم جزئی سازی و شفاف سازی را گفتیم نوبت به این می رسد که این سئوالات جزئی و دقیق و عملیات را حول چه محورهایی تهیه کنیم.

 بعضی از مهمترین محورها اینها هستند:

لطفا برای مطالعه کامل متن ادامه مطلب را کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 12:32  توسط وحید صلواتی  |