| فقط در برابر رفتار منفی عکس العمل نشان ندهید! |
|
م - یوسفی - شیراز: با این شرایط سخت اقتصادی، اجتماعی و گرفتاریها، زندگیهای عجولانه و پر سرعت که گاه زن و شوهر برای تامین نیازها باید باهم بدوند و ساعتهای کمتری در جمع خانواده با هم هستند، آنگونه که باید و شاید نمی توانیم به مسائل فرزندم بپردازم و گاه مجبور به تنبیه می شوم که البته در کوتاه مدت اثر هم دارد، در مورد تنبیه نظرتان چیست؟
همه این دلایلی که گفتید باعث نمی شود نسبت به سرنوشت کودک که حاصل زندگی شماست بی تفاوت باشید، برای شروع با برنامه ریزی قبلی اگر نیم ساعت وقت برای توجه به او صرف کنید کافی است، بی توجهی و بی تفاوتی به فرزند مثل همان تف سربالاست.
و اما تنبیه به سه دسته بدنی، کلامی و روحی تقسیم می شود. که گاه تنبیه روحی به خصوص برای فرزندان در سنین بلوغ و رشد بسیار مخرب تر از هر تنبیه فیزیکی است. همانگونه که گفتید تنبیه شاید اثر فوری برای جلوگیری از شیطنت کودک داشته باشد، ولی او را نسبت به زشتی کار آگاه نمی کند بنابراین اثر تربیتی ندارد که اثرات منفی بر روح و روان کودک باقی می گذارد، تنبیه به ارگانیسم نشان می دهد که چه کار نکند، نه چه کار بکند، اسکینر روانشناس پس از تحقیق فراوان در خصوص آثار تنبیه آورده است:
تنبیه آثار جسمی روحی دارد، بی اثر است، اثر معکوس تربیتی دارد، امکان تکرار عمل اشتباه را تقویت می کند، باعث ایجاد پرخاشگری می شود و نهایتا عدم اصلاح پاسخ فرد به عوامل بیرونی را موجب می گردد.
و اما از جمله اثرات مخرب تنبیه: تقلید از روش تنبیهی پدر و مادر، پرهیز و دوری کودک از کسی که او را تنبیه می کند، اضمحلال شخصیت کودک، ذکر شده است
امروزه استفاده از روش های موثر اخراج یا تبعید موقت توصیه می شود، البته نباید به نیت تنبیه بکار برده شود، هدف جدا کردن کودک و قطع رفتار نامطلوب است، این روش به دلیل انعطاف پذیری فوق العاده در بسیاری از موارد قابل اجراست.
در اسلام تعادل، انعطاف، محبت، رحمت، احترام و بخشش همیشه مطلوب است و تندی، عتاب، خطاب و غضب نسبت به کودک نه تنها مطلوب نیست بلکه نهی شده است و هیچگاه دیده نشده که اولیاء خدا روشهای تنبیهی برای کودکان خود بکار برده باشند. متاسفانه مربیان و والدین به صورت ناخودآگاه فقط در برابر رفتارهای منفی واکنش نشان می دهند در صورتی که باید به رفتارهای مثبت هم توجه شود و مورد تقویت و تشویق قرار گیرد متاسفانه در زندگی زناشویی پس از گذشت چند سال اینگونه است، یعنی فقط عیوب و اشکالات بزرگنمایی می شود و مورد نقد یا خطاب قرار می گیرد که گاه نفس طرف مقابل را می گیرد! باید به نکات مثبت نیز هر چند کوچک بی توجه نبود، تا انگیزه ها به سردی نگراید. و نقد سازنده و با نیت اصلاح باشد و نه مخرب! |
|
باقرصاد- اصفهان: آیا حقیقت دارد که در ایران زن ها زود از مسائل زناشویی سرد می شوند، یا سرد مزاجند؟
این سوال بسیار کلی است، اگر بخواهیم به طور کلی پاسخ دهیم باید بگوئیم در کشور ما این مسائل همواره تابو بوده و آموزش داده نشده و این علت ناآگاهی های جنسی و تبعات مخرب آن است، امروزه بسیاری از اختلافات زناشویی ریشه در ناکامی ها و ناواردی های جنسی دارد. اگر در این راستا دو طرف وظیفه شان را بدانند، کمتر به سرد مزاجی منتهی می شود. اگر مشکل ناتوانی جنسی است که باید به پزشک مراجعه کرد ولی عموما در کشور ما بیشتر عدم آگاهی مرد یا زن از وظیفه زناشویی (دوم شرایط سخت اقتصادی است) علت سرد مزاجی ها است، اگر مرد به وظایفش آگاه باشد زن بسیار بیشتر همکاری می کند، زوجین در مقابل هم باید حیا را کنار گذاشته و هیچگونه محدودیتی برای رابطه با یکدیگر قائل نشوند.
اما در صورت مشکلات جسمی باید از طریق یک متخصص وضعیت جنسی مورد بررسی قرار گیرد. عدم توانایی برای لذت جنسی، می تواند هم مربوط به بیماریهای جسمی باشد و هم روانی و حتا اجتماعی که در واقع این سه با یکدیگر مرتبط هستند. مثلا اگر دو زوج شناخت احساسی از یکدیگر نداشته باشند، اصولا از چگونگی ارضای خواسته های یکدیگر عاجز خواهند بود. بسیاری از زنان به دلیل عدم شناخت بدن خود، تابوهای اجتماعی و باورهای خرافی باعث فروکش میل جنسی در خود می شوند و برای برانگیختن آن و هماهنگی کامل با همسرشان به زمان طولانی و آموزش نیاز دارند.
بسیاری از مردان هنوز شیوه برخورد با همسرشان را نمی دانند که بیشتر ناشی از عدم آموزش های پیش از ازدواج در کشور ماست. |
|
|
| در روز خواستگاری چه بخواهيم؟ چه بپرسيم؟ |
|
رضایی- شهرکرد: به هنگام خواستگاری در مورد چه موضوعاتی سخن بگوئیم که طرف مقابل تکراری، ظاهری و کلیشه ایی پاسخ ندهد؟ و چه مقدار این گفتگوها ضمانت اجرایی دارد؟ - سوالاتی در زمینه های : سبک زندگی، فرزند، عادات، دین، تعهد، مسائل مالی، وضعیت خانواده، اصول اخلاقی و شخصیتی و خصلت های شخصیتی می توان پرسید که هر کدام به سوالات جزئ تری تقسیم میشود، به هنگام خواستگاری گفته های زیادی رد و بدل می شود این گفته ها هیچ کدام ضمانت اجرایی ندارد، گاه شرایط ناخواسته است که در زندگی افراد تاثیرات عمیقی بر جای می گذارد و مسیرها را تعیین یا تغییر می دهد، اما این گفتگوها باز هم اهمیت دارد. پس باید انعطاف داشت و شرایط غیرقابل تغییر پس از ازدواج را پذیرفت، و سرکوفت نزد که: «تو گفتی چنین می کنم و چنان، چرا دروغ گفتی؟!.» با این حال پیش از گفتن پاسخ «بله» به طرف مقابل، باید چندین نوبت رفت و آمد و گفتگو داشته باشید و عکس العمل او را در گفته ها و رفتارهای مختلف بسنجید و از اخلاق و رفتارش اطلاعات نسبی بدست آورید از طریق تحقیق، مشاهده دقیق یا گفت گو باید بینش و تصویر شفافی از همه ابعاد شخصیت او، شیوه زندگی اشت و اعمالش در شرایط گوناگون کسب کنید، با تمام این تلاش ها شما شاید 30 تا 40 درصد بتوانید توفیق یابید، مابقی توکل است و رفتارهای متقابل، اما هیچگاه یکشبه پاسخ مثبت ندهید (چه دختر و چه پسر). لازم نیست هر ضعفی از خود را به زبان بیاورید بلکه تلاش کنید در رفع آن بکوشید، ولی فراموش نکنید هیچگاه در مورد مسائل مهم دروغ نگویید مثل بیماریهای خاص که بروز آن زندگی زناشویی را دچار اشکال کند در مجموع هر آنچه که با آشکار شدن آن زندگیتان را دچار مشکلات بعدی کند باید صادقانه طرح شود. |
| به هنگام مشاوره باید خوب گوش فرا داد |
|
صابری – تهران: چرا برخی پس از مراجعه به مشاور، باز هم تغییری در رفتارشان دیده نمی شود؟ ابتدا توصیه می شود همه ما در تبیین و تثبیت جایگاه مشاوره در میان اقوام و دوستانمان کوشش کنیم، امروزه مردم آرام آرام نقش، جایگاه و اثرات مثبت مشورت با افراد آگاه را، بیش از پیش در زندگیشان درک کرده اند اما در مورد سوال، چند دلیل می تواند داشته باشد که مهمترین آن عدم همکاری خود مراجع است، اگر فرد خود نخواهد هیچ پیشرفت و نتیجه ایی از مشاوره کسب نمی کند. دوم اینکه احتمال دارد مشاور از تجربه، تخصص و ورزیدگی لازم بخوردار نباشد. سوم اینکه افرادی کمتر تحت تاثیر قرار می گیرند که خوب گوش نمی دهند، معمولا تا خوب گوش نکنی و تجزیه تحلیل و اندیشه نکنی به نتایج خوبی هم دست نمی یابی، بسیار پیش آمده مشاوره در حال سخن گفتن است، حواس و فکر طرف به سمت و سوی دیگری در پرواز است، و بعضی بدبینانه با راه حل ها برخورد میکند و بانگ «نمی شودشان» حال همه را میگیرد. همچنین افرادی که خود را عقل کل می پندارند و خودبزرگ بین، مغرور و متعصب هستند نیز از بهترین مشاور هم، کمترین نصیب و بهره را می برند. در پایان یادآور می شوم دوره مشاوره باید به طور کامل طی شود و نباید آن را به طور ناتمام رها کرد و نتایج را به مشاور گزارش کرد و دستورالعمل جدید دریافت کرد و همواره درمانجو باید در پی رفع اشکالات و عیوب خود باشد. |
سمیه - تهران- آقای وحید - شوهر من در کوچه و خیابان، فروشگاه و رستوران و هرجا که باشیم به دخترها و زنها خیره می شود و من از این کار او به شدت در رنج و عذابم، و در مقابل اعتراض من لجاجت می کند، چه باید بکنم؟
نگاه کردن امری طبیعی است، خود شما هم شاید نگاهتان به صحنه های جالب توجه خیره بماند، همانگونه که قبلا عرض شد در هر عملی نیت مهم است، خود شما شوهرتان را می شناسید و می دانید نگاه هایش به چه منظور است.
اگر دختری بسیار غلیظ آرایش کند، لباسهای چسپان و کوتاه به تن کند، موهایش را حالت دهد، به نوعی خاص راه رود و صدایش را تغییراتی دهد و به گونه ایی ویژه سخن گوید، نگاه مردها و زن ها را به خود جلب می کند، یا اگر مردی با تیپ خارج از عرف در معابر ظاهر شود، آیا خود شما برای لحظه ایی به این صحنه ها خیره نمی شوید؟ پس نباید حساسیت بیش از حد به خرج داد، نگاه را که نمی توان همواره کنترل کرد، خواهر عزیز بسیاری از مراجعین عنوان می دارند ما صرفا از روی کنجکاوی نگاه می کنیم که نگاهمان شامل همه مردم است نه جنسیت خاص، و همسرمان را هم بسیار دوست داریم.
و اما شما... اگر نگاه شوهر جوانتان شهوت آلود و همراه با نیاز است شاید مقصر شمایید، که نتوانستید احساس او را از آن خود کنید، شاید از کمبودی از سوی شما در رنج است؟ وضعیت ظاهری خود از لحاظ پاکیزگی، کلام دلنشین، پوشش مناسب و رابطه جنسی و... مورد بازنگری قرار دهید، بهانه جویی و توجیهات روزمره را هم کنار بگذارید، نگوئید بد اخلاق است ، خسیس است، پول نمی دهد لباس بخرم، کمی خلاقیت و ابتکار می خواهد و شوخ طبعی و نشاط.
اضافه می کنم بسیاری از نگاه ها از روی کنجکاوی است بسیاری از زنها به مردها نگاه می کنند اما حساسیت بیشتر از طرف زن هاست که چرا شوهرشان به خانمی نگاه کرد!
حال که در مورد نگاه سخن به میان آمد، لازم است این را اضافه کنم که گاه اشکال از عملکرد سیاستگذاران و فرهنگ غلط حاکم بر جامعه است. دختری خانمی از مراجعین به من می گفت واقعا از جامعه مان در حیرتم. گفتم چه شده، گفت در معابر که راه میروم اتفاق افتاده است که از همه اقشار به خودم یا دیگر دختران جوان متلک می گویند، با اینکه ظاهرم متناسب با عرف جامعه است. خدا نکند در تاریکی در کوچه خلوتی قرار بگیرم، ترس وجودم را می گیرد، باور کنیم از تیر نگاه زهرآگین، حتا بعضی روحانی نماها، مامورهای نیروی انتظامی که گاه با چراغ زدن محدودیت های جامعه و عقده شان را به رخ می کشند در حیرتم. و این نیست مگر به خاطر تندرویهای پیشین و عدم تعادل در برخوردها، ایشان در ادامه گفت در برخی کشورهای اروپایی مثل آلمان، سوئد، نروژ بوده ام، در نیمه شب علاوه بر امنیت، هیچ فردی به خودش اجازه نمی دهد چنین جسارتهای سبکسرانه ایی را روا دارد چرا باید در یک کشور اسلامی اینگونه باشد، البته در کشور عربستان هم عربها بسیار وقیحانه عمل می کنند.
فرق نمی کند، چرا ما باید به یک مشاجره خصوصی، به یک بیمار روحی، یک معلول، به تجارت و کلا به زندگی دیگران نگاه مداخله گرانه کنیمُ در بسیاری از کشورهای خارجی مردم سرشان در لاک خودشان است و حساب کشی دیگران را نمی کنند، که چه خورد، چه پوشید، چه گفت، کجا رفت و...
اما آنجا که باید به یاری حادثه دیده ایی بشتابیم، متاسفانه برخی از ما روی برمی گردانیم.
بیائید به کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک نگاه و عمل کنیم.
حجت – شهرستان نور - بعد از گذشت 2 سال و نیم متوجه شده ام با دختری که دوست بودم توافق ندارم و احساس می کنم مناسب هم نیستیم، ولی او معصومانه دو سال به خاطر من صبر کرده است و هنوز هم دوستم دارد و امروز عذاب وجدان نمی گذارد واقعیت را به او بگویم، دلم برایش می سوزد، می ترسم اگر واقعیت را به او بگویم دچار مشکل روحی شود. نمی دانم آیا صلاح است با او ازدواج کنم؟
- دوست عزیز دو سال زمان کمی نبوده که تازه به این نتیجه رسیده اید! او احتمالا خواستگارانش را به بهانه های مختلف رد کرده است، مگر او بازیچه دست شما بوده است، که 30 ماه با احساسات او بازی کرده اید؟ ننوشته اید بر سر چه موضوعی توافق ندارید؟ ولی خوب است به معصومیت عشقش اشاره کرده اید، با این حال به خاطر ترحم و دلسوزی و وجدان خفته تان! هیچگاه با او ازدواج نکنید و عشقش را به تمسخر نگیرید، اگر واقعا دلیل منطقی دارید، واقعیت را به او بگوید و آرام آرام فاصله خودتان را با او زیاد کنید تا آسیب روحی نبیند و منبعد سنجیده عمل کنید. هر چند با هر کس دیگری ازدواج کنید این روزها را فراموش نخواهید کرد، و مشکلات همچنان باقی می ماند، در صورت امکان بگوئید با من تماس بگیرد، ولی باز ازعان می کنم اگر اختلافاتتان جزئی و قابل حل است مردانه و وفادارانه به تعهدتان پایبند باشید و...
| در چه زمينه بايد مشاوره کرد و با چه کسانی؟ |
|
ثریا- اسلام شهر: در چه زمینه های و با چه کسانی باید مشاوره کرد؟
در همه زمینه ها می توان مشاوره کرد مثلا: وقوع حوادثي نظير مرگ پدر، مادر و ساير اقوام، از دست دادن شغل يا موقعيت هاي ديگر، مشكلات مالي، مواجه شدن با شكست ها، مسائل ارتباطی، مسائل خانوادگي، انتخاب مواد درسي، انتخاب رشته تحصيلي، انتخاب شغل، انتخاب در مواردي كه چند راه جلوي فرد قرار دارد، جلوگیری از بارداری، بهداشت آمیزش، تربیت فرزند و از همه مهمتر انتخاب همسر براي ازدواج، انتخاب همسر به اندازه اي در زندگي مهم است كه انتخاب مناسب آن، بيمه كننده سعادت فرد و به عبارتی یک نسل است. انسان براي مواجهه با هر يك از مشكلات فوق و يا مشكلات مشابه ديگر، دچار اضطراب و نگراني و يا تشويش در تصميم گيري مي شود و نياز دارد از ديگران كمك بخواهد. كمك دهندگان ممكن است بزرگان قوم، دوستان و يا همسايه ها باشند. و شاید هيچ كدام از افراد فوق الذكر صلاحیت و تخصص لازم براي چنين كاري ندارند، آن كه مي تواند با استفاده از روشها و فنون مشاوره و داشتن صلاحيت هاي ديگر به چنين افرادي كمك كند؛ مشاور است. بنابراين در برخورد با مشكلات، مراجعه به مشاور اهميت ويژه اي دارد كه نتيجه اش تسكين ناراحتي، رفع مشكل و گزينش مناسب مي باشد. |
| آیا والدین و اقوام و دوستان مشاوران خوبی هستند؟؟؟ |
|
سمیرا - فولاشهر- اصفهان- بنای زندگی خود را بر مشورت قرار دادم، ابتدا با والدین، اقوام و دست آخر دوستان مورد اعتماد، اما پشیمانم، هر کس حرفی می زند گاهی کاملا در تضاد با یکدیگر واقعا خسته شده ام حتا پدر و مادر گاهی غیرمنطقی و متناقض بحث می کنند و صرفا نصیحت می کنند مثلا به انتخاب من برای آینده ام احترام نمی گذارند، واقعا باید چه کرد با چه کسی در امر ازدواج باید مشورت کرد؟ چه کسی صلاحیت دارد؟ چه کسی از راز آدم سوء استفاده نمیکند؟
انسان در دوران زندگي با مشكلات زيادي مواجه مي شود كه به علل مختلف قادر به تصميم گيري و پيدا كردن مناسبترين راه حل نمي باشد. مشاوره فرآیندی است که طی آن در زمینه ممنوع و یا مساله خاص بدون جانبداری به فرد کمک و راهنمایی ارائه میشود.
شکی نیست هیچ کس مانند والدین دلسوز فرزند نیستند و آمال و آرزویشان خوشبختی فرزندان است، اما گاه حتا پدر و مادر مشاور خوبی نیستند، با توجه به تخصصی شدن علوم برای مشاوره در هر امری باید به متخصص آن مراجعه کرد. در ازدواج هم اصل بر مشورت است؛ اما مشاور بايد واجد شرايط باشد. معمولاً كسي كه مي خواهد ازدواج كند، پدر، مادر و بزرگان فاميل برخی دوستان خاص را در جريان مي گذارد و با آنان مشورت مي كند گاه نيز از روحانيون، و سالخوردگان نظر خواهي مي شود و بالاخره بعضي به استخاره نيز روي مي آورند.
به هر حال چون ازدواج امر مهمي است؛ معمولاً مشاوره و كنكاش در آن مطرح است، ولي طرف مشورت غالباً واجد شرايط نيست. پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمه، خاله، دوستان، بزرگان و سالخوردگان هيچ كدام واجد شرايط براي مشاوره در اين امر مهم نيستند. گاهی آرزوها و شکست های خود را منتقل می کنند یا تجربه های غلطی که فکر می کنند صحیح است، مشاور ازدواج، بايد شرايط يك مشاور را دارا باشد و در زمينه ي مشاوره ي خانواده مطالعه و تجربه داشته باشد و در مورد ازدواج كه بخشي از مشاور خانواده است؛ كاركرده باشد و به اصول و فنون مشاوره آشنا باشد و از همه مهمتر خود زندگی خوبی داشته باشد.
پس ازدواج یکی از موضوعات مهمی است که در فرآیند مشاوره همواره مورد توجه است و به عنوان بخشی از فعالیتهای یک مشاور محسوب میشود. بر این اساس افرادی که قصد ازدواج دارند با کمک جستن از منابع مشاورهای راهنماییهای لازم در این زمینه دریافت میکنند تا تصمیمات مناسبتری را اتخاذ کنند بنابراين ياري خواستن از افراد واجد شرايط مي تواند در حّل مشكل و تصميم گيري مناسب كارساز باشد و همه ما باید بدون غرور و خودبزرگ بینی و حس عقل کلی! به این افراد مراجعه کنیم. |
| ازدواج اجباری!!! |
|
فرشته- اصفهان: آقای وحید با سلام، بیست سالم است، پدرم فردی مذهبی است و معتقد است دختر باید زود به خانه شوهر برود، خواستگاری برایم آمده، پدرم استخاره کرده گفته خوب آمده و می خواهد مرا اجبارا به عقد پسری که من هیچ شناختی از او ندارم درآورد، همیشه دوست داشتم عاشقانه ازدواج کنم؟ چه باید بکنم؟ - مذهبی بودن ارتباطی به متعصب بودن یا نبودن ندارد، که بسیاری از خانواده های متدین بسیار سنجیده در مورد آینده فرزندشان تصمیم می گیرند، بعضي از افراد اظهار مي دارند ازدواج يك سنت است، چه بهتر كه بدون تشريفات و بررسي هاي وقت گير انجام شود؛ اما این جمله همیشگی را می آورم که پيشگيري ساده تر از درمان است و علاج واقعه قبل از وقوع بايد كرد. چنانچه در امر ازدواج مطالعات و بررسي هاي لازم بر اساس اصول مربوط انجام گيرد؛ مشكلات و ناسازگاري هاي بعد از ازدواج به شدت كاهش خواهد يافت و در نتيجه روان درماني هاي وقت گير و تبعات منفی اقدامات عجولانه به حداقل خواهد رسيد. لذا از فرد یا افرادی که بر پدرتان تسلط دارند غیرمستقیم و با رعایت حرمت پدر، کمک بخواهید با توجه به اینکه امروزه سن ازدواج بالا رفته اصرار پدرتان نامعقول است، اما به شما نیز توصیه می شود اگر فرد مورد نظر قابلیت های خوبی دارد، سخت گیری نکنید، چه بسا احساسات زود فروکش می کند و بیشتر ازدواج ها چه سنتی، چه عاشقانه، چه عاقلانه چه عاشقانه، چه مجلسی و... بعد از گذشت چند صباحی بر اساس رفتار طرفین و عقل دنبال می شوند و هیچ ارتباطی به کیفیت آشنایی ندارد، دختران بسیاری بر اثر سختگیری و وسواس امروز دیگر نمی توانند ازدواج کنند، حداقل این حق انتخاب را از خود نگیرید و یک بار با طرف صحبت کنید.
|
| اشکالی دارد که دختر از پسر بزرگتر باشد؟ |
|
- حسین از همدان – 25 سالم است، با دختر خانم شایسته ایی که وضع مالی خوبی دارد آشنا شده ام ایشان 7 سال از من بزرگتر است، آیا ازدواج با ایشان مانعی دارد؟
- در همه موارد استثنا وجود دارد و بوده اند دختران و پسران هم سن و سال یا با چند سال اختلاف سنی که موفق بوده اند اما تجربه نشان داده است عموما سن پسر بیشتر باشد بهتر است، این گونه ازدواج ها گر چه در سالهای اولیه مشکلات کمی دارد ولی وضع به همین منوال باقی نمی ماند و معمولا مرد پشیمان می شود ضمن این که اگر خودش نخواهد مردم مداخله گر رهایش نمی سازند، مضاف بر اینکه ایشان مرفه هم هست و ممکن است در رابطه شما تاثیر گذارد ، بنابر این سعی کنید عاقلانه تصمیم بگیرید و به رفتار خودتان فکر کنید، ببینید شکسته تر شدن زود هنگام ایشان در آینده برایتان اهمیت دارد یا نه، انرژی منفی مردم را به راحتی دفع می کنید یا خیر؟ امان از آن موقعی که زوجی بخواهند با هم زندگی کنند به کمک یکدیگر مشکلات را در هم می کوبند و عوامل حاشیه تاثیری بر روابط آنها نخواهد گذاشت که چه بسا آنرا مستحکم می کند. |