تبليغاتX
نسیم عشق - شمیم مریم
مسائل و موارد قبل و بعد از ازدواج

برای موفقیت در زندگی با شهامت

نگرشتان را تغییر دهید

۱- سعي كنيد بيشتر از آن كه در انتظار دريافت چيزي از همسرتان باشيد، چيزي به او ببخشيد. اگر هدف شما ايجاد حس رضايت و خوشبختي در همسرتان باشد، مطمئن باشيد فرصت هاي بي شماري براي رسيدن به اين هدف پيدا خواهيد كرد. در اين صورت شما نيز از لطف و محبت همسرتان برخوردار خواهيد شد. زيرا انسان ها همواره سعي مي كنند خوبي هاي ديگران را جبران كنند.

2- وقتي همسرتان با شما تندی مي كند، سكوت كنيد و با او مقابله به مثل نكنيد. زيرا با اين كار از بروز بسياري از بحث هاي غير ضروري جلوگيري مي كنيد. اين لحظات به سرعت سپري خواهند شد و شما مي توانيد در زمان بهتري با همسرتان درباره رفتارش صحبت كنيد.

3- از همسرتان انتظارات غيرواقعي نداشته باشيد. اجتناب از انتظارات غيرواقعي مي تواند از بروز بسياري درگيري ها، عصبانيت ها و سرخوردگي ها جلوگيري كند. انتظار نداشته باشيد همسرتان كامل و بي نقص باشد. در ضمن هيچ گاه او را با ديگران مقايسه نكنيد.

4- سعي كنيد نسبت به همه چيز ديدي مثبت داشته باشيد.

5- به راه هايي فكر كنيد كه مي توانيد همسرتان را نسبت به انجام كارهايي كه دوست داريد ترغيب كنيد. اگر اين روش مؤثر نبود روش هاي ديگر را امتحان كنيد و به ياد داشته باشيد كه تحسين و تعريف به موقع مي تواند يك انگيزه قوي باشد.

6- اهداف خود را طبقه بندي كنيد و افكار خود را بر مهم ترين هدفتان يعني داشتن يك محيط خانوادگي آرام و شاد متمركز كنيد.

7- هيچ گاه با همسرتان وارد جنگ نشويد و برای هر موضوعی کشمکش به راه نیندازید، به جاي اين كار با او به توافق برسيد.

8- همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش نكنيد. در عوض سعي كنيد روشي در پيش بگيريد كه از تكرار اين اشتباهات جلوگيري كند. وقتي شما همسرتان را به خاطر اشتباهاتش سرزنش مي كنيد، احساسات او را جريحه دار مي كنيد و باعث آزار او مي شويد.

9- در زمان حال زندگي كنيد. اشتباهات و وقايع تلخ گذشته را فراموش كنيد و سعي كنيد شرايط زندگي امروزتان را تغيير دهيد.

10- همواره از همسرتان بپرسيد: براي اينكه زندگي ما شاد و دلپذير باشد، من چه كاري مي توانم انجام بدهم؟

منبع:Juelios
ترجمه: طلوع رياضي

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 9:13  توسط وحید صلواتی  | 

   ما هم می توانیم همسر ایده آلی باشیم ... 

روش های زیر را بخوانید و به كار گیرید تا نتیجه آن را در زندگی زناشویی خود ببینید.

1- فکر نكنید كه یك ازدواج ایده‌آل، همیشه باید با آرامش توام باشد و تناقضی پیش نیاید. هیچ زن یا شوهری كمال مطلق نیست. بنابراین اجازه دهید احساسات خوب و بد ظاهر شوند.

2- اندیشه‌‌خوانی نكنید و صرفا براساس تصورات یا پیشداوری‌ خود تصمیم نگیرید.

3- خودتان برای زندگی تصمیم بگیرید و نگذارید به خاطر توجه بیش از حد به نظرات دیگران در تصمیم‌گیری دچار تزلزل شوید. با استمداد از عقل و منطق یا با مشورت با فرد متخصص امر تصمیم قاطع بگیرید.

4- در بدو ورود به زندگی زناشویی، اصل مسلمی باید در نظر داشته باشید كه سرنوشت خوب و بد زندگی منوط و مشروط به سوء یا حسن اداره شماست.

5- در تصمیم‌گیری‌ها جای اشتراك برای همسر باقی بگذارید.

6- همسر خود را نیز حتی‌الامكان در سرگرمی‌های و علایق خود شریك كنید.

7- از همسر خود برداشت‌های صحیح داشته باشید، به او برچسب غلط و ناپسند نزنید.

8-  اگر همسر شما  (خانم) دچار تالمات و ناراحتی خاصی است، خود را خونسرد و بی‌تفاوت نشان ندهید، بلكه با او همدردی كنید یا اگر همسرتان (مرد)‌ در خود فرورفته است، ضمن حمایت وی، رفتارش را تحمل كنید و به او فرصت دهید تا مشكلاتش را حل كند.

9- تفریح و سرگرمی را از زندگی حذف نكنید. وقتی را به تفریحات خانوادگی و با هم بودن اختصاص دهید.

10- خودتان را فراموش نكنید.

11- در انتقاد كردن از همسر با ظرافت برخورد كنید. سعی كنید اول صفات خوب وی را برشمرید و سپس انتقادهای خود را در قالب پیشنهاد و به طرز سوالی مطرح كنید.

12- خوبی‌ها و صفات خوب همسر را همیشه در نظر داشته باشید و وی را به خاطر خصوصیات و ویژگی‌های خوب و انسانی‌اش تمجید كنید.

13- نقاط ضعف همسر را پررنگ‌ نكنید. با برخوردهای مناسب می‌توانید این نقاط ضعف را رفع كنید.

14- بكوشید همسرتان را همان‌گونه كه هست بپذیرید.
15- از اضطراب‌های درونی خود بكاهید تا افكار غیرمنطقی برشما غالب نشود.

16- تا آنجا كه می‌توانید نگذارید افسردگی و ناراحتی بر شما غلبه كند. زیرا تاثیرش به همسرتان صد چندان خواهد بود، به هنگام ورود همسرتان اخبار بد را به او ندهید.

17- در نظر داشته باشید كه مسائل ظاهرا بی‌ارزش و كوچك، می‌تواند مشكلات عمیق و جدی بوجود آورند. بنابراین از حسادت‌های جزیی، از خودخواهی‌های جزیی، از تحریكات و اوقات‌تلخی‌ها خودداری كنید.

18- با طعنه و كنایه صحبت نكنید و از شوخی به عنوان سلاحی برای رها كردن تیرهای دشمن استفاده نكنید.

19- همسرتان نیز خانواده، آشنایان و دوستانی دارد؛ با آنها معاشرت كنید، رفت و آمد با آنها در تسهیل زندگی شما موثر است. ما به دوستان خوب، محتاجیم.

20- در اداره خانه، در كار همسرتان مداخله نكنید. هیچ‌چیز بیش از این او را ناراحت نخواهد كرد. یار شاطر باشید، نه بار خاطر.

21- مادر زن یا مادر شوهر را یك مشكل در زندگی زناشویی به حساب نیاورید.

22-   اگر فرزند یا فرزندانی دارید، مادرشان را در پیش آنها خوار نكنید وارزش و قدر پدر را نیز در نظر فرزندان كاهش ندهید.

23-  همسرتان را از كم و كیف شغل خود بی‌خبر نگذارید. چه بسا در مواردی بتواند مشكلی را حل كند كه در نظر شما دشوار است.

24- ‌ محیط خانه را تمیز نگه دارید، به نوع پوشش و نظافت و آراستگی خود نیز توجه كنید.

25-  به همسرتان محبت كنید. برای محبت كردن به همسر راه‌های متفاوتی وجود دارد؛ آنها را كشف كنید.

26- مستقل باشید، شما با ازدواج باید استقلال را تجربه کنید، با هم به مسافرت بروید، یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد.

27- زمانی را برای گفتگو در خصوص مشکلات تعیین کنید. و وقت و بی وقت بر سر موضوعات بحث نکنید.

28- فرزند زمان خویش باشید، جایگاه زندگی زناشویی و زندگی والدین را به درستی مدیریت و تفکیک کنید.

29- در زندگی جایگاه و نقش خود را ایفا کنید، خودخواه، کینه جو نباشید و حسادت نورزید

30- و آخر اینکه آنچه را برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسندید.

دو سخن ---------------------------

- هیچ چیز غرور مرد را به اندازه ی شادی همسرش بالا نمی برد٬ چون همیشه آن را مربوط به خودش می داند.                                                                                                      جانسون

- دوام ازدواج یک قسمت روی محبت است و ۹ قسمتش روی گذشت از خطا

ضرب المثل اسکاتلندی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 13:56  توسط وحید صلواتی  | 

ثروت، موفقیت یا عشق راستین؟؟؟

زنی از خانه خویش بیرون رفت و دید که سه پیرمرد با ریشهای سفید دراز درحیاط خانه اش نشسته اند.

او آنان را بجا نیاورد. پس گفت : گمان نمیکنم که شما را بشناسم. اما بنظر می رسد که گرسنه هستید. لطفا به درون خانه بیائید و غذائی بخورید.
آنان در پاسخ گفتند : آیا مرد خانه در خانه هست ؟ " و آن زن در پاسخ گفت : نه او در خارج از خانه است " آنان اظهار داشتن : پس نمی توانیم وارد خانه شما بشویم"

اوایل شامگاه وقتی که شوهر آن زن به خانه بازگشت همسرش آنچه را که اتفاق افتاده بود برایش تعریف کرد. شوهر گفت : "برو به آنان بگو که من به خانه بازگشته ام و از آنان دعوت کن به اندرون بیایند" آن زن به حیاط رفت و از آنان خواست برای صرف غذا به درون خانه بروند.

آن سه مرد در پاسخ گفتند : " ما با یکدیگر وارد خانه نمیشویم." و آن زن علت را جویا شد. یکی از مردان در حالی که انگشتش را به سوی دیگری دراز کرده بود گفت :

"نام او ثروت است. و آن یکی موفقیت و من هم عشق هستم"

او سپس افزود: "حال به درون خانه برو و موضوع را با شوهرت در میان بگذار تا معلوم شود از کدامیک از ما می خواهید که به خانه تان بیائیم ؟"

آن زن به اندرون برفت و ماجرا را تعریف کرد. شوهر که به هیجان افتاده بود اظهار داشت : "جالب است. حال که چنین است بگذار تا ثروت را به خانه مان دعوت کنیم. بگذار او بیاید و خانه مان را از ثروت انباشته کند" آن زن موافق نبود و گفت: "عزیزم بگذار موفقیت را به خانه مان راه دهیم" در این موقع دختر نوجوانشان که از گوشه اتاق این گفتگو را می شنید به جلو رفت و به عنوان پیشنهاد گفت:

"آیا بهتر نخواهد بود که از عشق بخواهید به درون خانه مان بیاید و محیط خانه را از مهر و محبت انباشته سازد ؟؟" ...............

شوهر به زن گفت : "حال که اینطور است بگذار به حرف دخترمان عمل کنیم . پس به حیاط برو و از عشق بخواه که به درون بیاید و مهمان ما باشد."

آن زن دو باره بیرون رفت و پرسید : "کدامیک از شما سه نفر عشق هستید ؟ لطفا بیا و مهمان ما باش "

پیر مردی که نامش عشق بود از جای برخواست و بسوی خانه به حرکت درآمد. اما آن دو نفر دیگر نیز به دنبال او راه افتادند.

آن زن به ثروت و موفقیت گفت : "من فقط از عشق دعوت کردم به درون خانه بیاید شما دو نفر چرا راه افتادید؟؟؟ "

آن مردان پیر در پاسخ گفتند : "اگر شما ثروت یا موفقیت را به اندرون فرا خوانده بودید دو نفر دیگر در بیرون از خانه باقی می ماندند. اما چون عشق را به درون دعوت کردید هر جا که او برود ما نیز با او می رویم."

 هر جا که عشق راستین باشد

ثروت و موفقیت هم خواهد بود

+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1387ساعت 13:51  توسط وحید صلواتی  | 

عاشق من نبوده ایی!!!

زني زيبا مي‌رفت، مردي او را ديد و دنبال او روان شد. زن پرسيد: که چرا دنبال من مي‌آيي؟ مرد گفت: بر تو عاشق شده‌ام. زن گفت: بر من چه عاشق شده‌اي، خواهر من از من خوبتر است و از پشت سر من مي‌آيد، برو؛ و بر او عاشق شُو.

مرد از آنجا برگشت و زني بد صورت ديد، بسيار ناخوش گرديد و باز نزد زن رفت و گفت: چرا دروغ گفتي؟ زن گفت: تو راست نگفتي! اگر عاشق من بودي، پيش ديگري چرا مي‌رفتي؟

 

    گوهرشاد و عشق کارگر  

نقل است گوهر شاد همسر شاهرخ ميرزا

زني پارسا و مومن بود يك روز كه به زيارت بارگاه امام رضا(ع) رفته بود به دلش افتاد مسجدي در مقابل حرم ايشان بنا كند پس گردن بند قيمتي خود را كه از گرانبها ترين اشياء دربار شاهرخ بود فروخت و سفارش ساخت مسجد را داد.

روزها گذشت و كارگران مشغول كار بودند .
هر روز مي آمد و از نزديك مراحل انجام كار را بازديد مي كرد.

يك روز يكي از كارگران نگاهش به وي افتاد در حالي كه باد جامه از روي ماه گون او برداشته بود.

كارگر بخت برگشته يك دل كه نه صد دل عاشق زيبايي جمال گوهرشاد شد .
ديگر دست و دلش به كار نمي رفت كم كم رخش زرد شد و بعد از چند روز ديگر نتوانست به سر كار حاضر گردد.

خبر اين عاشق بخت برگشته آنچنان در همه جا پيچيد كه خود گوهر شاد هم از موضوع مطلع شد.
به نديمان دستور داد وي را حاضر كنند.
بعد گفت آنكه مي گويند عاشق من شده، تواي؟
كارگر بيچاره كه هم از ترس و هم از فرط عشق گوهر شاد زبانش از تكلم باز مانده بود با سر اشاره كرد بلي...
گوهر شاد گفت خوب من الان در عقد شاهرخ هستم.
يك شرط دارم اگر اجابت كني حاضرم از وي طلاق بگيرم و همسر توشوم
كارگر گفت چه شرطي بانو؟
گوهر شاد گفت تو قول بده 40 روز واقعا و از ته دل به عبادت خدا بپردازي بعد از آن اگر آثار اين عبادت خالصانه را در تو ديدم حاضرم همسر تو شوم.
كارگر آنقدر خوشحال شده بود كه بدون خداحافظي و اذن ملكه رفت كه به شرط عمل كند.
روزها مي گذشت و كارگر
رفته بود و در مسجدي معتكف شده بود.
بعد از 40 روز گوهر شاد دستور داد وي را حاضر كنند
از او پرسيد به عهدش وفاكرده يا خير؟
كارگر جواب داد آري
گوهر شاد پرسيد از كجا بدانم كه درست به آنچه گفتم عمل كرده اي؟
كارگر لبخندي زد و گفت از آنجا كه ديگر هيچ ميلي به تو ندارم

اما به خاطر اين لطف و تدبير ازتو سپاس گزارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم دی 1387ساعت 13:50  توسط وحید صلواتی  | 

   داستان عاشق و معشوق  

معشوقي، عاشق خود را به خانه دعوت كرد و كنار خود نشاند. عاشق بلافاصله تعداد زيادي نامه كه قبلاً در زمان دوري و جدايي براي يارش نوشته بود، از جيب خود بيرون آورد و شروع به خواندن كرد.

نامه‌ها پر از آه و ناله و سوز و گداز بود، خلاصه آنقدر خواند تا حوصلة معشوق را سر برد. معشوق با نگاهي پر از تمسخر و تحقير به او گفت: اين نامه‌ها را براي چه كسي نوشته‌اي؟ عاشق گفت: براي تو اي نازنين! معشوق گفت: من كه كنار تو نشسته‌ام و آماده‌ام تو مي‌تواني از كنار من لذت ببري. اين كار تو در اين لحظه فقط تباه كردن عمر و از دست دادن وقت است.

عاشق جواب داد: بله، مي‌دانم من الان در كنار تو نشسته‌ام اما نمي‌دانم چرا آن لذتي كه از ياد تو در دوري و جدايي احساس مي‌كردم اكنون كه در كنار تو هستم چنان احساسي ندارم؟ معشوق مي‌گويد:

علتش اين است كه تو، عاشق حالات خودت هستي نه عاشق من.

براي تو من مثل خانة معشوق هستم نه خود معشوق

تو بستة حال هستي. و ازين رو تعادل نداري. مرد حق بيرون از حال و زمان مي‌نشيند. او امير حالهاست و تو اسير حالهاي خودي. برو و عشق مردان حق را بياموز و گرنه اسير و بندة حالات گوناگون خواهي بود.

 به زيبايي و زشتي خود نگاه مکن بلکه به عشق و معشوق خود نگاه کن. در ضعف و قدرت خود نگاه مکن، به همت والاي خود نگاه کن و در هر حالي به جستجو و طلب مشغول باش.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آذر 1387ساعت 8:8  توسط وحید صلواتی  | 

عشق چیست؟ -  ازدواج چیست؟  

 

شاگردی از استادش پرسيد: « عشق » چیست؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی!

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

 استاد پرسيد: چه آوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم .

استاد گفت: عشق يعنی همين!

شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟
استاد به سخن آمد که: به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.

 استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:

به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم.
استاد باز گفت:

 ازدواج هم يعنی همين!

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 10:0  توسط وحید صلواتی  | 

 

 شیوانا و توصیه به انتخاب بهترین در زندگی 

    معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد!   

روزی شـيوانا پـير معرفت يکی از شاگردانش را ديد که زانوی غم بغل گرفته و گوشه ای غمگين نشسته است.

شـيوانا نزد او رفت و جويای حالش شد. شاگرد لب به سخن گشود و از بی وفايی يار صحبت کرد و اينکه دختر مورد علاقه اش به او جواب منفی داده و پيشنهاد ازدواج ديگری را پذيرفته است.

شاگرد گفت که سالهای متمادی عشق دختر را در قلب خود حفظ کرده بود و با رفتن دختر به خانه مرد ديگر او احساس می کند بايد برای هميشه با عشقش خداحافظی کند.

شيوانا با تبسم گفت:" اما عشق تو به دخترک چه ربطی به او دارد!؟"

شاگرد با حيرت گفت: " ولی اگر او نبود اين عشق و شور و هيجان ه در وجود من نبود!؟"

شيوانا با لبخند گفت:" چه کسی چنين گفته است. تو اهل دل و عشق ورزيدن هستی و به همين دليل آتش عشق و شوريدگی دل تو را هدف قرار داده اين ربطی به دخترک ندارد. هر کس ديگری هم جای دختر بود تو اين آتش عشق را به سمت او می فرستادی. بگذار دخترک برود! اين عشق را به سوی دختر ديگری بفرست.

مهم اين است که شعله اين عشق را در دلت خاموش نکنی.

معشوق فرقی نمی کند چه کسی باشد! دخترک اگر رفت با رفتنش پيغام داد که لياقت اين آتش ارزشمند را ندارد . چه بهتر! بگذار برود تا صاحب واقعی اين شور و هيجان فرصت جلوه گری و ظهور پيدا کند!

+ نوشته شده در  شنبه ششم مهر 1387ساعت 12:18  توسط وحید صلواتی  | 

   راه های رفته را دوباره نرویم ...!  

دوستان سلام نامه جالبی طی هفته های گذشته به دستم رسید که مطالعه آن خالی از لطف نیست، به خصوص برای کسانی که در درگاه دوستیهای پیش از ازدواج در انتظارند.

در واقع این نامه سوالی است که بسیاری از پاسخها را در درون خود دارد، البته قاعدتا این نوشته نباید شما را بدبین کند بلکه باید دقت شما را در انتخاب بهترین بالا ببرد.

زینت – م (اصفهان)

سلام - من 9 ماه است که عقد کرده ام، پیش از آن مدت سه سال و نیم بر اثر یک اتفاق بسیار ساده، با مسعود (شوهرم) آشنا شدیم که منجر به دوستی عمیقمان شد، و به قولی عاشق هم شدیم گویا ستاره گمشده و شاهزاده رویاهایم را یافته بودم، دوستیمان را به عوالم غیرزمینی مرتبت می کردیم و به اصطلاح، با هم از راه دور ارتباط داشتیم و فکرهای همدیگر را می خواندیم(تله پاتی) همواره خود را خوشبخترین آدم روی زمین می پنداشتم، و با رخوت و شادی این رابطه به خواب می رفتم، به این باور رسیده بودیم که از برای یکدیگر خلق شده ایم و چرخش کائنات! ما را در مسیر همدیگر قرار داده است، مدت سه سال در رویای کلام دلنشین، گرم و مردانه محبوب سیر می کردم، او دهها بیت از غزل عشق و دلدادگی برایم می سرود و میخواند، گفت تا آخر با من است، گفت در کنار هم آرام خواهیم شد، می گفت خانه ایی پر رونق و صفا برایم می سازد، با یک جفت قناری زیبا، با باغچه سرشار از گلهای رنگین، با یک بغل ستاره عشق، می گفت هیچ کس مثل ما نیست ما با همه دختر و پسرها فرق می کنیم، گاه که به او می گفتم ضمانتی بده، چشمانش مرطوب می شد و با بغض می گفت: عشق ضمانت نمی خواهد، قطره اشک من کافی است، گفتم شغلت، درآمدت؟ گفت تو اعتماد کن و همراهم شد درست می شه و...

البته طی این سه سال و نیم گاهی هم اختلافاتی میانمان بروز می کرد و قهر می کردیم اما چون همدیگر را دوست داشتیم زود آشتی می کردیم، و مهمتر از همه اینکه به این باور رسیده بودم که می توانم اگر مشکلات رفتاری و اخلاقی کوچکی هم دارد، اصلاحش کنم!!!

بعد از کشمکش فراوان با خانواده ام و صحنه سازی ها و خوب جلوه دادن ها، بالاخره شرایط را مهیا کردیم و به عقد هم درآمدیم که این خود داستان مفصلی دارد که شاید از حوصله شما خارج باشد.

انگار این خطبه عقد طلسم نابودی من بود، نمی دانم به یکباره دنیا را چه شد، با جاری شدن خطبه عقد آرام آرام همه چیز رنگ و رویش عوض شد، حتی آسمان، و من دچار یک سرخوردگی شدید شدم، .حالا احساس می کنم با آدم دیگری روبرو هستم. دیگر از آن نگاه نافذ کلام سنجیده و گرم خبری نیست.

بارها شما و بسیاری از افراد به من گفتند بر عقل تکیه کنم اما به راستی مگر مسعود من می توانست بعد از ازدواج تبدیل به یک انسان دیگر شود؟

سعی کردم با تمام توان دوستش داشته باشم، سعی کردم به عشقی که میگن بعد ازدواج به دست میاد و خیلی هم قویتره برسم، اما تلاشهایم کمتر اثربخش بود، بعضی وقتا وقتی بدون منظور حرفی می زنم با نیت سوء برداشت می کند،  مثلا صحبت کردن درباره مادر و خواهرش منطقه ممنوعه است و اصلا نمی تواند تحمل کند، بعد از كمي بگو مگو از كوره در مي رود و نمي تواند خودش را كنترل كند، هر چند بعد پشيمان مي شود ولي چه فايده که روح مرا آزرده. اولش مخالفتي با درس خواندنم و اینکه سر کار بروم نداشت ولي جدیدا زمزمه هایی می کند که نگرانم کرده است، خودش شغل با ثباتی ندارد، گاهی فریاد می کشد، گاهی بی هدفی و سکوت و خونسردیش خردم می کند، صبوری کردم اما هرچی بیشتر پیش میرفت انگار برنامه های من نتیجه عکس میداد.

احساس می کنم حرمتها میانمان در حال ریزش است، و رابطه میان ما کم کم سرد میشد، احساس می کنم به انسانیتم، به شخصیتم، به صداقتم اهانت شد، احساس می کنم بازیچه بودم. باور کنید روی نگاه کردن به پدر و مادرم را ندارم، هر چند آنها خیلی بزرگوارتر از اینها هستند و همواره با لبخند بزرگشان هیچ به روی من نمی آورند. اما یادم هست وقتی برای ازدواج با مسعود پافشاری می کردم آنها چقدر با من حرف زدند و دلایلی گفتند که او گزینه مناسبی برای من نیست، اما من با تمام توان از او یک فرد ایده آل می ساختم و با بیان و دلایل قوی، بارها به خاطر او مقابل والدینم ایستادم، عجب آدمی بودم، اما حالا همه چیز تمام شده، گاهی حس می کند آشنایی زمان دلدادگیمان، خواب و خیال بوده، مسعودی که من میشناختم اینجوری نبود، همیشه فکر می کنم می خواهم بروم خانه بخت، ولی اگه میدونستم این خانه بدبختیمه، بیشتر روی این موضوع دقت می کردم.

مطمئنم که احتیاج به مشاوره داریم اما شوهرم قبول نمی کنه و خود را عقل کل می داند، می گوید مشاور که نمی تواند به من پول بدهد! وقتم را تلف نکن!!! وقتی کسی سخنی می گوید با تمسخر با او برخورد می کند، راهنمائیم کنید، آیا این مسیر را ادامه بدهم یا همه چیز را تمام کنم.

سلام خواهر عزیز

بدترین اتفاق تا زمانی که اتفاق نیفتاده بدترین اتفاق است، اما زمانی که رخ داد، دیگر یک اتفاق ساده و تکراری است.

سوال شما به تنهایی یک پاسخ مفید است و پیام آن این است که با ایجاد وابستگی های شدید، و قولهای غیرمعقول، تفکر، عقل و دست و پای خود را نبندیم.

بسیار خوب است که شما به این شناخت رسیده اید، راه حل های فراوانی برای بازیابی و پالایش زندگیتان خواهید داشت. این در حالی است که بسیاری به خاطر اینکه در ازدواجشان اصرار و پافشاری کرده اند، و یکه تاز اظهارنظر بوده اند، با درونی خسته و اندوهناک زندگی را ادامه می دهند، در واقع تنها زندگی را تحمل و به عبارتی زندگی زده شده اند.

باور کنید روزانه دهها مورد از دختران و پسران دقیقا نمونه سوال شما را در مراکز مشاوره و متاسفانه دادگاه ها مطرح می کنند، شاید به جرات بتوان گفت از هر 10 ازدواج از این دست، 7 تا 8 مورد با مواردی که شما مطرح کردید مواجه می شوند و جالب است که پیش از ازدواج و در دوران دوستی همه خود را جزو یکی دو درصد موفق می دانند، قبلا هم مختصری در این خصوص در پستهای اول نوشته ام  باور کنید ساعتی نیست که دختران و پسران در این خصوص دچار سرخوردگی نشوند.

در حقیقت در ایام پیش از ازدواج شما به خاطر هیجان و احساس علاقه شدید، واقعیات زندگی و عیوب طرفتان را نمی بینید. این جمله را فراموش نکنید که هیچ کس برای دیگری ساخته نشده این رفتارهای ماست که سازندگی دارد، اگر هم شما جزو کسانی هستید که تصور می کنی در زندگی مشکلی نخواهی داشت کافی است رابطه کاری یک هفته با همکاران، همکلاسی، دوستان و اعضای خانواده را مرور کنی و بعد فهرستی از اختلافات خود ر ا با آنها بنویسی، با قاطعیت بدان اگر خودسازی نکنی این فهرست به میزان ده برابر در زندگی شخصی همسرت قابل تعمیم است چون شما دیگر قرار است دائما با یکدیگر باشید.

بارها گفته ایم، عاقلانه  دوستدار یکدیگرشوید، عشق شما به اين فرد کافي و بلکه واقعي نيست، حتي اگر بگوييد عشقتان پاک و الهي است. زيرا عشق واقعي و حقيقي آن عشقي است که از تفکر و انديشه زاييده شود نه از روي احساسات زود گذر

بارها گفته شده که زندگی با رفتارهای خوب و برنامه و آگاهی، پیامد آن عشقهای عمیق خواهد بود ، بارها گفته ایم رابطه قبل از ازدواج یک دوره گذراست و شاید نتوان به آن عشق گفت بلکه آن یک هیجان گذرا است، شاهد آن متاهلین امروز و عشاق دیروز هستند، بارها خیلی چیزها گفته ایم، اما جهل ناشی از نفس و خودخواهی مانع دیدن حقایق می شود.

همسران دقت کنند، برای حل مسائل لاینحلشان، مشورت با متاهلین، مشاوران و افرادی که در دستگاه قضایی مشغول به خدمت هستند، توصیه می شود.

تاکید می شود سعی کنید اختلافات شما به دادگاه کشیده نشود که احتمال حل شدن آن بسیار پائین می آید و حرمتها فرو می ریزد. رفتن به دادگاه پلهای پشت سر را خراب می کند و ترمیم آن بسیار دشوار است.

اینکه اینقدر تاکید بر دقت در معیارهای ازدواج به هنگام انتخاب همسر می شود به خاطر اینکه واقعا بدترین اتفاق در زندگی زناشویی نقطه ایی است که دو زوج بی پروا مقابل هم می ایستند. بسیاری از ما به هنگام بروز اختلافات خانوادگی نباید تلاش کنیم تا توانائی ها، ابزارها و امکانات خود را به رخ دیگری بکشیم و برای به کرسی نشاندن حرف خود از همه ابزارهای خود استفاده کنیم. بسیاری از کسانی که این روزها در راهرو دادگاهها منتظرند تا قانون تکلیفشان را روشن کند یا به سلولهای اختلاف خانوادگی زندانها با شرایط سخت به سر می برند، هرگز تصور نمی کرده اند که روی گذرشان به چنین مکانهایی بیفتد.

اما به شما خواهر عزیز توصیه می شود، آرامش خود را حفظ کنید و اوضاع تحت کنترلتان باشد، پاسخ شما در 10 فایل ام.پی.تری ارسال خواهد شد، لطفا نشانی پستیتان را به ایمیل ارسال کنید، همانگونه که عرض شد اجازه بدهید سوال شما در حد پاسخ برای انبوهی از دختران و پسران باقی بماند که در ازدواج به معیارهای: ایمان، نظر پدر و مادر، تحقیق، هم کفو بودن و... بی توجه هستند و فقط دوست داشتن را شرط کافی می دانند، هزاران نفر این راهها را رفته اند بسیاری به شکست انجامیده، چرا باید دوباره این راه با این کیفیت طی شود؟ چرا باید با هم آشنایی دست و تنمان بلرزد؟ چرا زود اعتماد می کنیم؟ چرا قول ازدواج می دهیم؟ چرا با احساسات خود بازی می کنیم؟ چرا ... ؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 11:38  توسط وحید صلواتی  | 

 زندگی زیباست ای زیبا پسند

 زنده اندیشان به زیبایی رسند

 

آنقدر زیباست این بی بازگشت

 کز برایش می توان از جان گذشت

 

سوالات متعددی داشتیم در مورد مشخصه های یک خانواده خوشبخت، یادآور می شویم، چشم انتظار معجزه نباشید، خوشبختی تصادفی نیست، راه و رسم آن را در زندگی باید آموخت، خوشبختی بدین معنی نیست که خانواده درگیر مشکلات و اختلافات نشود ما باید یاد بگیرید چگونه اختلافات و مشکلات و بحران های زندگی را مدیریت کنیم.

 

- طبق نظر اکثر روان شناسان و آموزه های ادیان بشری، خانواده خوشبخت، اعضای آن معقتدند و هیچگاه از یاد خدا غافل نمی شوند و در لحظه لحظه زندگی به او توكل می کنند، لذا با این انرژی مثبت عظیم مشکلات را ناچیز می بینند.

- یکی از مهمترین مشخصه های خانواده خوشبخت، خوش اخلاقی، خوش خلقی و خوش رفتاری در میان اعضاء آن است، قدرت كنترل عصبانیت خود را داشته باشید. راه هایی به كار برید تا در صورت بروز عصبانیت رفتار ناشایسته ای از خود بروز ندهید.

- همكاری، همفكری، هماهنگی، رمز بقای خانواده خوشبخت است، با هم ورزش کنید، عبادت کنید، سرود و ترانه بخوانید و...

- مشکلات بخش لاینفک زندگی است، خانواده آگاه، با مشکلات با صبر و حوصله برخورد می کنند.

- در میان اعضای خانواده الفاظ خودخواهانه به طور کلی رد و بدل نمی شود، چرا که اعضا به گفتگو و مشورت منطقی معتقدند و احساس مسولیت می کنند.

- به خاطر داشته باشید عملكردهای شماست كه داستان زندگی تان را ترسیم می کند، خانواده با برنامه ریزی در زندگی برای رسیدن به چشم انداز جمع با یکدیگر مشارکت فعال می کنند.

- خانواده خوشبخت با هدفمند و برنامه ریزی به پیش می روند، اگر از خود توقع زیادی نداشته باشد، سال ها در همان پله ای كه بوده درجا می زند. پس به اهداف بلند فكر كنید. (اما هرگز از مرز واقع نگری خارج نشوید).

- افراد به یکدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سو استفاده نمی کنند، اعتماد یکی از پایدارترین ویژگی های خانواده موفق است.

- تا جایی که بتوانند همراه همدیگر هستند، در میهمانی ها و کارهای مربوطه به خانه تنها ظاهر نمی شوند، همدلی و همفکری بقای خانواده خوشبخت است

- مرتب از اوضاع شکایت نمی کنند و نق نمی زنند و دیگران را مقصر عدم موفقیت خود قلمداد نمی کنند، برای آینده خود طرحی نو در اندازید.

- برای زندگی خود قوانینی در نظر می گیرند و سعی نمی کنند از آنها سرپیچی كنند

- خانواده خوشبخت به سلیقه،  عقاید و حریم یکدیگر آگاهند و به آن احترام می گذارند و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند.

- نگران سلامتی روحی و جسمی یکدیگرند و از هم مراقبت می کنند، اگر مشکلی به وجود آید، در حل آن می کوشند.

- چیزی را از یکدیگر پنهان نمی کنند، صرفه جویی و پس انداز کردن جزو برنامه های اقتصادی یک خانواده موفق است.

- دیکتاتوری، زور و قدرت طلبی بر خانواده خوشبخت غالب نیست، هیچ کس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند.

- همه اعضای خانواده خوشبخت در کنار هم احساس امنیت و آرامش می کنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری.

- زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می کنند، اول خود بعد دیگران، زندگی آنها به خاطر فرزند، ترس از طلاق، حرف مردم، مهریه و... ادامه ندارد.

- زن و شوهر در کنار یکدیگرند نه رودررو و رقیب هم، بلکه رفیق هم هستند و خانواده های خوشبخت می کوشند فرزندان خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند.

- زن و مرد مي توانند هر روز به دنياي اختصاصي يكديگر نزديكتر شوند، آنها در مسائل خصوصي و زندگي ديگران دخالت نمی کنند.

- علاقه، عشق، محبت، صفا و  يكدلي خود را هم در رفتار و هم در گفتار به يكديگر ابراز مي كنند.

- از يكديگر انتظار بيجا و توقع نامناسب ندارند

- داشتن مهارت کلامی و هنر مذاکره، باب آشتیهای پردوام را به روی ما می‌گشاید.

- انسانهای بزرگ می بخشند و فراموش می کنند، و از گذشته و نقاط ضعف دیگری برای ضربه زدن استفاده نمی کنند.

- اعضای خانواده خوشبخت رازدار و از همه لحاظ به یکدیگر وفادارند

- خوشبخت کسی است که با تمرین صبح با لبخند برخیزد و با لبخند به بستر رود

- از حدس و گمان پیروی نکنید

- هیچگاه از تغییر نترسید. گاهی اوقات تغییرات نقش مهمی در زندگی تان خواهند داشت و علی رغم انتظارتان عمل خواهد كرد.

- به خاطر بسپارید كه نفرت، حسادت و خشم ؛ مخرب وجود آدمی هستند و روح و قلب فردی را كه آنها را در وجودش نگهداری می كند ذره ذره نابود می كنند. احساسات زشت، چهره زشتی به شما می بخشند. این احساسات نه تنها بر روح شما اثر می گذارند، بلكه عواقبی همچون اختلال در خواب، سردرد، كمردرد  و حتی سكته قلبی را نیز به شما تقدیم می كنند.

- در زندگی به آن چیزی می رسید كه همیشه به آن فكر می كنید. و آن چیزی را به دست می آورید كه همواره طلب كرده اید.

- خانواده های خوشبخت در زندگی نقش یك قربانی را بازی نمی کنندیا سعی نمی کنند با یادآوری تجربه های تلخ گذشته برای خود بهانه بسازند. این كار فقط تضمین می كند كه یأس، عدم پیشرفت و عدم موفقیت در انتظارشان است.

- خانواده خوشبخت، درد خود را شناسایی می کنند، تا هرچه سریع تر خود را از مهلكه مسبب بروز آن درد خلاص كنند. به این نكته واقف باشید كه همین درد می تواند انگیزه ای برای بروز یك تغییر در زندگی شما باشد.

- تابوها و فیلترهایی كه جلوی چشم شما را گرفته اند تا دنیا را زیبا نبینید، دور می اندازند.

 

    «چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید»   

پایدار باشید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 13:13  توسط وحید صلواتی  | 

تهران - شکوه - آقای وحید دختری هستم سال دوم دبیرستان که به خاطر گفتگوی دوستانم در مدرسه، و دیدن عکس ها و تصاویر رابطه های متعدد جنسی (از طریق موبایل) به خودارضائی روی آورده ام، باور کنید اکثر دخترهایی که موبایل دارند یکی دو تا از فیلم ها یا تصاویری دارند که با دیدن آن شهوت در آدم زبانه می کشد، بعضی از آنها آزادانه با دیگران ارتباط برقرار می کنند، من وقتی دختر خانه بودم هیچگاه از این مسائل اطلاع نداشتم و حتی خانواده ام مذهبی هستند، به مرور برای آرام کردن خود دست به خودارضائی زده ام و امروز بسیار در رنج و عذابم، چه باید بکنم؟

کرمان - م - ص- پسری هستم 19 ساله، قوه جنسی من بیش از حد سرکش شده است. بعضی اوقات مجبور به استمنا می شوم. راه های زیادی پیش گرفتم، از جمله مصرف دارو، ولی فایده ای نداشت، آیا راهی هست که غریزه را ارضا کنم، بدون آن که گناه باشد؟

 

در ماههای گذشته نوجوانان بسیاری سوالاتی در خصوص خودارضایی و عادت به آن مطرح کرده اند پاسخ هایی به ایمیل هایشان زده ام.

ما در عصري زندگي مي‌کنيم که جهان به شدت در ماديات فرو رفته و يک سره غرق در جاذبه‌هاي نفساني و امور شهواني گرديده است. در شرايط کنوني، خلأ عظيم و هولناکي از اخلاق و معنويت پديد آمده است که بی برنامگی برخی دولتها برای جوانانش بر شدت آن می افزاید.

جهت اطلاع همه خوانندگان عرض می شود محيط امروزي جامعه براي پاك بودن چندان مناسب نيست و ایمان و اراده ایی مستحکم می طلبد، از طرفي ازدواج جوانان با مشكلات زيادي مواجه شده است، تناقض های موجود در جامعه، زیاد شدن فاصله فکری والدین و فرزندان، وجود عوامل تحريك كننده در سطح جامعه و استفاده های غیر صحیح از ماهواره، اينترنت و مانند آن بر شدت آن افزوده است.

از جانب دیگر سطح آگاهي برخی از جوانان در حدي نيست كه بتوانند با ابزار علم و آگاهي و درايت و عقلانيت قوي سالهاي قبل از ازدواج خود را به گونه اي مديريت كنند، كه دچار اين بيماري و عادت و تبعات منفی آن نشوند. براي كنترل شهوت و مديريت غريزه جنسي و مبارزه با اين عادت ناپسند، باید تا زمان ازدواج با استفاده از راهکارهایی که ارائه خواهد شد مسئله را کنترل کرد.

امروز همه مربیان تربیتی می دانند که ناآگاهی مهمترین دشمن انحراف است، به والدین هشدار می دهیم با پنهان کردن و رعایت بیش از حد شرم و حیا باعث می شوند، جوانانشان اطلاعات لازم را (بدون فیلتر خانواده) از راه های ناصحیح دیگر کسب می کنند و بدین ترتیب به طور غیرمستقیم باعث می شوند موضوع حادتر شود.

نياز جنسی در ايام نوجواني و بلوغ بر اثر ترشح هورمون هاي جنسي و تغييرات فيزيولوژيکي و رواني در فرد به وجود مي آيد، (به خاطر نا آگاهی ها و عواملی که ذکر خواهد شد)، بعضي از جوانان در ارضاء اين نياز دچار انحراف جنسي شوند و از طريق نامشروع در صددند اين نياز طبيعي را ارضاء کند يکي از اين راه هاي انحرافي که عوارض رواني - جسماني بسيار نامطلوبي نيز به دنبال دارد مبتلا شدن به «خودارضايي» است.

ماستور باسیون یا خود ارضایی عنوان عامي است که بر مردان و زنان هر دو صادق است و به لحاظ ماهيت عمل، انحراف، حرمت و گناه بودن و آثار و عواقب، تفاوتي ميان مردان و زنان نيست، مگر اينکه به دلايل تفاوت فيزيولوژيکي ميان مردان و زنان و اينکه مني خاص مردان است و از زنان در حين ارگاسم (لذت) رطوبتي خارج مي شود که در حکم مني است, ولي دقيقا مني نيست، نام آن در مردان استمنا یا اونانیسم، يعني طلب مني و در زنان استشها، به معني طلب شهوت است.

این عمل به خاطر تبعات روحی و جسمی در ادیان مذموم شناخته شده و در اسلام جزو گناهان و به شدت تقبیح شمرده شده است به خاطر همین اندیشمندان دینی و روانشناسان تاکید در ازدواج داشتند.

امروز به گونه ایی مقهور ظواهر شده ایم و سدهایی برای ازدواج ایجاد کرده ایم که خودمان و عزیزانمان از آن متضرر می شویم.

ضرری را که بدن از این عمل متحمّل می شود غیرقابل اغماض و چشم پوشی می باشد و به شما هم توصیه می کنیم حتّی در اولین فرصت با راهکارهای موجود از آن فاصله بگیرید، چرا که نه تنها گرهی باز نمی شود، بلکه موجب بروز مشکلات متعدّد دیگر می گردد.

خودارضايي مکرر سبب افزايش ترشح هورمون هاي جنسي و افزايش فعاليت سمپاتيک شده و به تدريج سبب تغيير فعاليت مغز مي شود . در نتيجه فرد احساس خستگي مفرط، استرس و اضطراب، کمردرد، نازک شدن موها، نعوظ ضعيف، انزال زودرس يا ديررس، اختلال بينايي به صورت تاري ديد، درد در ناحيه بيضه ها و درد ناحيه لگن و دنبالچه مي کند. در صورت ادامه اين عمل ممکن است فرد دچار اختلال حافظه و اختلالات رفتاري، ضربه به  پروستات و ضعف بدنی گردد (ضعف بدنی بخاطر کالری سوخته شده)

اگر جوانان و نوجوانان به کار مداوم عادت کنند و نيرو و توان خود را در اين زمينه به مصرف برسانند تا حدودي از انحرافات اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي در آنان پيشگيري مي‌شود. کارهاي بدني موجب تعادل جسم و روان مي‌شود. اگر نيک بنگريم افرادي که به کار مداوم مشغول هستند و نيرو و استعدادشان را در زمينه‌هاي مثبت و سالم به کار مي‌اندازند، کم‌تر دچار انحرافات اخلاقي و بحران‌هاي روحي مي‌شوند.

برخی از علتهایی که باعث می شود فرد دست به خود ارضایی بزند؟

- مورد تجاوز جنسی قرار گرفتن در کودکی

-  مشکلات موجود در خانواده و کشمکش ها میان پدر، مادر و فرزندان

- درست تربیت نشدن در خانواده و دوری از مسائل مذهبی و عقیدتی

- تعصب و سختگیریهای افراطی مذهبی در خانواده

- وجود دوستان ناباب و محرکهای بیرونی و عدم آگاهی نوجوانان در شیوه برخورد

- تناقض در رفتارها و شیوه زندگی والدین٬ افراد فامیل٬ مدرسه و سطح جامعه

- عدم احترام متقابل٬ رعایت مسائل اخلاقی در خانواده و عادی بودن بی بند و باری

- استرس، اعتماد به نفس پائین، تنهایی و بی برنامه گی و عدم فعالیت های اجتماعی و گروهی

عوارض

(عوارض مستدل این حرکت- از سوی پزشکان و روانشناسان، ثابت شده است و به سادگی با مراجعه به کتابهای موجود و سایتها از میزان مبتلایان و عوارض ناشی از آن آگاه خواهید شد.)

- پيامدهاى جسمانى: رنگ پریدگی، ضعف بينايى، خستگی و کوفتگی، تحليل رفتن قواى جسمانى، عقيم شدن و ناتوانى در توليد مثل، پيرى زودرس، نازک شدن و ریزش مو، بی اشتهایی، ضعف مفاصل، لرزش دست، کم خونی، اختلال در شنوایی، سرگیجه و برخورد احتمالی با زمین، زشتى چهره و از بين رفتن طراوت صورت.

- پيامدهاى روحى و روانى: ضعف حافظه و حواس‏پرتى، عدم تمرکز،  اضطراب و نگرانی دائم از آینده، منزوى شدن و گوشه‏گيرى، افسردگى، بى‏نشاطى و لذت نبردن از زندگى، پرخاشگرى، کج خلقی، بداخلاقى و تندخويى، كسالت دائمى، شنیدن صداهای ناهنجار، ضعف اراده و اعتماد به نفس.

- عوارض اجتماعى: ناسازگارى خانوادگى، بى‏ميلی تدریجی به همسر و ازدواج، ناتوانى در ارتباط با جنس مخالف و همسر، بى‏غيرت شدن، احساس طرد شدن، از بين رفتن عزت، پاكى، شرافت و جايگاه اجتماعى، دير ازدواج كردن و لذت نبردن از زندگى مشترك.

خود ارضایی مکرر و بیمار گونه و اعتیادی  باعث تحریک بیش از حد سیستم عصبی پاراسمپاتیک و افزایش تخلیه اَسِتیل کولین (Acetyle Choline) از انتهای این رشته ها در مغز می‏گردد که این خود باعث پاره‏ای از عوارض جسمانی و روانی، چون حواس‏پرتی  (Absentmilndedness)، کمی حافظه (Memory)، عدم تمرکز حواس، سیاهی رفتن چشم و  تاری دید، دردهای قولنجی در ناحیه لگن و استخوان دنبالچه ( the pelvic cavity or tail bonePain or cramps in)، کوچک شدن غده ترشح منی،  جاری شدن خون به جای منی و ادرار و جنون و دیوانگی (جنون استمناء که شباهت زیادی به سادیسم دارد می شود و آن وقت فرد مبتلا حتی با دیدن یک سگ یا گربه هم به فکر استمناء می افتد)

رعايت مواردزير جهت عدم ابتلا و درمان آن مفيد خواهد بود:

- تنظيم خواب

تحقيقات نشان مي‌دهد که بيش‌تر انحرافات به خصوص در زمينه مسايل جنسي از فکرهاي ناسالم و خيال‌پردازي‌هايي که جوانان قبل از خواب رفتن دارند، بنابراين برنامة خواب به صورت دقيق تنظيم شود و تا زماني که خواب بر شما غالب نشده به رختخواب نرويد. وقتي به رختخواب برويد که کاملاً خسته و آمادة خواب هستيد، لازمة اين کار اين است که در طول روز مشغول فعاليت‌هاي مهم بوده و به اندازة کافي کار کرده باشید. طبيعي است اگر جوان با خستگي به رختخواب نرود، به ناچار مدت زماني را در بستر بيدار خواهد ماند تا به تدريج به خواب رود و چون افکار و انديشه‌هاي شهواني و تحريک‌آميز معمولاً در اين مواقع به سراغ جوان مي‌آيند، تنظيم ساعات خواب براي جوان، ضرورت خاصي مي‌يابد، در ضمن لباس هنگام خواب تنگ و چسبان نباشد و سعی کنید  به روی شکم نخوابید.

- سحر خیز باشید

يکي از روان شناسان در اين باره مي‌گويد: نيمة اول شب بيش از نيمة دوم آن به بدن نيرو مي‌دهد بنابراين بايد از آن به نحوي مفيد استفاده شود و صبحگاهان به محض اينکه از خواب بيدار شديد. بي‌درنگ از بستر برخيزيد و توجه داشته باشيد که بامدادان بيدار ماندن در بستر خواب، بسيار زيان‌بار است، جسم را سست و ناتوان مي‌سازد و وسوسه‌هاي شوم در دل فرد ايجاد مي‌شود.

- دوري از محيط‌هاي آلوده و ناسالم

يکي از علل و عوامل انحرافات جنسي و به طور کل انحرافات اخلاقي، محيط آلوده و محرک‌هاي شهواني است. محيط از طريق وارد نمودن عناصر محرک در گرايش‌هاي انحرافي، منجر به طغيان غريزة جنسي در جوان مي‌شود. مسايلي از قبيل بدحجابي، روابط ناسالم و آزاد دختر و پسر، برخي از سريال‌هاي تلويزيوني و فيلم‌هاي خارجي و هم چنين استفادة نادرست از اينترنت در تحريک شهوت و غريزة جنسي جوان مؤثر است. اگر واقعاً مي‌‌خواهيد از جواني‌تان به خوبي استفاده کنيد و در راه درست و سالم گام برداريد، سعي کنيد از محيط‌هاي آلوده و ديدن عوامل تحريک کننده، جداً پرهيز نماييد.

- استفاده درست و مطلوب از اوقات فراغت

يکي از زمينه‌هاي پيدايش انحرافات در جوانان و نوجوانان، استفادة نادرست آن‌ها از اوقات فراغت است. اوقات فراغت طولاني و بي‌برنامه نوجوانان را عاصي و سرگردان مي‌کند. آن‌ها به تدريج سرخورده و مأيوس مي‌شوند و در نتيجه به دنياي درون خويش پناه مي‌برند و در کنج خلومت و انزوا راهي براي مشغوليت خود مي‌جويند.

- پيشگيري از روابط ناسالم

جوانان و نوجواناني که روابط نامطلوب و ناسالم دارند و با افراد منحرف و بي‌بند و بار دوست و رفيق هستند، کم کم به انحرافات کشيده مي‌شوند و تحت تأثير امور شهواني قرار مي‌گيرند. نفوذپذيري جوانان از دوستان و همسالان بيش از ساير گروه‌ها است. در سنين بلوغ صحبت‌هاي آهسته و در گوشي بين نوجوانان بيش‌تر مي‌شود و محور اين گفتگوها، غالباً مسايل جنسي و امور شهواني است که به صورت مخفيانه و به دور از انظار بزرگ‌ترها طرح مي‌شود. براي پيشگيري از انحرافات اخلاقي سعي کنيد از دوستي‌هاي آلوده و مشکوک جداً پرهيز نموده و با افراد سالم، آگاه و مذهبي ارتباط برقرار نماييد.

- پرورش تقوا و معنويت در وجود خويش

آن چه بيش از همه ضروري است و به صورت زيربنايي در شخصيت و رفتار جوان مؤثر است. پرورش معنويت و تقويت ايمان و تقواي الهي است. اگر با تقويت ايمان و نيروي اراده، باورها و اعتقادات نوجوانان تقويت گردند، بدون شک بخشي از مشکلات آنان به ويژه در زمينة مسايل اخلاقي و شهوت و غريزة جنسي درمان مي‌شود.

- تلقین به خود

ويكتور پوشه - روان شناسِ فرانسوى - مى‏گويد: افراد مبتلا به اين عادت شوم، هر روز به دفعات مختلف با تمركز فكر به خود بگويند: «من به خوبى قادرم اين عادت بد را از خود دور كنم، من قادرم».  تكرار اين عبارت ساده، اثر عجيبى در تقويت اراده و روحيه دارد. پل ژاگو بر آن است كه: «تلقين، قبل از خواب نيز مؤثر است»

- هرگاه شخص مورد هجوم افكار جنسى واقع شد، بايد بلافاصله از مكان خلوت و دور از نظر ديگران خارج شود و خود را به كارى سرگرم كند. در اين زمينه گفت و گو با دوستان، مشاركت در جلسات به خصوص عبادت‏هاى جمعى (مانند جلسات فرهنگی، هنری، دیدن فیلم های مناسب، موسیقی، دعا، نماز جماعت و...) بسيار مفيد است.

- افكارجنسي به ذهن انسان بی برنامه و بی کار هجوم می آورد، هرگز وقت خالي براي خود باقي نگذاريد، همواره براى ذهن فكر خود محتواى مطلوب و موضوع مناسب داشت این خود به تنهایی مشکل شما را حل می کند.

-  برنامه روزانه فشرده و سخت تنظيم شود، به منظور تخليه انرژى - زايد بدن و سلامتی به طور منظم و زياد بايد ورزش كرد یا فعالیتهای جسمی را افزایش داد.

- از افراط در خوردن غذاهاي تحريك كننده غدد جنسي مثل فلفل ، خرما، پياز، تخم مرغ، گوشت قرمز و کلا غذاهای پرچرب ...پرهيز کنید

- حمامتان بيشتر از 5 دقيقه طول نکشد.

- از پوشيدن لباس‏هاى تنگ و چسبان اجتناب گردد.

- از گفتگوهای غیر ضروری با جنس مخالف پرهیز کنیم.

- به خانواده ها توصیه می شود در مقابل جوانان و نوجوانان تازه بالغ شده لباس های مناسب پوشند و در مقابل آنها کارهاي تحريك كننده انجام ندهند.

- از شنيدن و گفتن شوخي هاي جنسي پرهيز كنيد

- به هنگام خواب سعي كنيد شكم شما بيش از حد معمول پر نباشد

- از نگاه كردن به فيلم ها و مناظر تحريك كننده جدا پرهيز كنيد.

- قبل از خواب، مثانه خود را تخليه كنيد

- از نوشيدن افراطي آب و مايعات پرهيز نماييد (بخصوص شبها)

- وقتي در تختخواب يا ... وسوسه انجام عمل شديم سريع آن مکان را ترک کرده و حتي اگر گرسنه نباشيم خوراکي مثل ميوه ميل کنيم.

- کارهايي در روز انتخاب شود که بيشترين لذت را براي ما ايجاد کنند مثل تفريحات سالم .

- مثبت نگري و شاد بودن فراموش نشود .

- در حالت بيداري از دراز کشيدن در حد امکان خودداري شود .

-. هفته‏اى يكى دو روز، روزه مستحبى اخلاقی مفيد است.

- از دست‏ورزى با اندام جنسى، بايد اجتناب نمود و در هيچ شرايطى، نبايد دست‏ورزى كرد!

- هيچ‏گاه کاملا عريان نشويد و به اندام عريان خود يا ديگري نگاه نکنيد.

-  به محض ورود افكار جنسي به ذهنتان به كار ديگري خود را مشغول سازيد.

-  هرگز در مكانى خلوت و تنها و دور از نظر ديگران نبايد ماند.

- قرآن زياد بخواند و درباره معانى آيات آن فكر كنید.

- تنبيه: راه ديگر مقابله كردن با اين تحريكات آن است كه خود را تنبيه نماييم، مثلاً با خود شرط كنيم اگر يك بار چنين گناهي را مرتكب شوم مثلاً يك يا چند روز، روزه مي‌گيرم يا مبلغي را صدقه مي‌دهم.

- گرفتن دوش آب سرد، البته اگر از سلامت جسمي برخورداريد، يا شستن اعضا با آب سرد است.

- در مقابل خواسته های نامطلوب نه بگویید

دختران و پسران منشا بسیاری از بدبختی های خود را رفیق می دانند، پس با فریاد بلند در مقابل افرادی که درخواست های غیر مشروع دارند «نه» بگویید، از کسانی که ما را به اعمال جنسی تشویق می کنند یا به بدن ما دست می زنند پرهیز و به شدت با آنها برخورد و رفت و آمد با آنها را قطع کنیم، برادران و خواهران عزیز دقت در امر دوست یابی در سرنوشت تمام زندگی ما اهمیت دارد.

نسخه پیامبرخدا و حضرت علی در این خصوص: «کنترل چشم، خردورزی، حياء و عفت، روزه، خواندن نماز، قرائت و فهم قرآن، به گناه فکر نکردن، نظر به پاداش الهی و یاد مرگ و نهایتا تسریع در انجام ازدواج»

یک محاسبه منطقی، آدمی را متوجه می کند که لذت آنی، ارزش تحمل آن همه محرومیت را ندارد. امام علی می فرماید: « لذتی که آمیخته با رنج و درد است، لذت نیست »

به خدا توكل كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم فروردین 1387ساعت 16:18  توسط وحید صلواتی  | 

  قهر جسم و روح و روان انسان را آشفته می کند 

 

م - ت – اصفهان: من و همسرم هر دو تحصیل کرده هستیم، وقتي میانمان اختلافی رخ می دهد هر کدام دیگری را مقصر می دانیم و انتظار داریم طرف مقابلمان آشتی کند، بعضی وقتها هم فکر می کنیم اگر یکی از ما پا پیش گذاریم طرف مقابل رویش! زیاد میشود،  با اینکه هر دو یکدیگر را از صمیم قلب دوست داریم، اوقات بسیاری از زندگیمان با این لجاجت ها و استرس ها تلف شده است؛ به خصوص من تاکید دارم که نباید رابطه جنسی باعث آشتی و صلح و دوستی میانمان باشد، به نظر شما چه باید کرد؟

نکته مهمی که اشاره کردید اینکه همدیگر را از صمیم قلب دوست دارید،‌ پس درک کنید شما رقیب! نیستید بلکه رفیق هایی هستید که تا پایان عمر با هم خواهید بود، پس نگران نباشید و با قدرت به هنگام اشتباهات از یکدیگر عذرخواهی کنید، شما در پی یک هدف هستید، مطئمن باشید با بکارگیری راهبردهای «صبر» و «گذشت» همه چیز را متحول خواهید کرد.

در زندگی شما این اشکالات و اختلاف سلیقه ها قبلا هم بوده، به طور مثال نگاهی به روزهای نخست آشنایی بیاندازید، دوران عاشق و عاشقی که وقتی با یکدیگر برخورد می کردید فقط خوبی ها را می دیدید و از اختلاف سلایق و اشکالات با قدرت می گذشتید، یا بهتر است بگویم اصلا آنها را نمی دیدید.

باقی ماندن در قهر به مدت چند ساعت یا حداکثر یک روز در برخی مواقع شاید مفید باشد، اما در صورت تداوم استفاده از قهر، تاثیرگذاری خود را از دست خواهد داد و دیگر به عنوان شیوه تربیتی مناسب نخواهد بود، البته قهر باید با نیت  فکر کردن و اصلاح رفتار باشد و نه لجبازی با یکدیگر، ما نام این قهر را می گذاریم ساعتی تامل و تفکر.

مسلما فردی که قهر میکند هدفی دارد و در واقع با قطع ارتباط می خواهد مطلب خود را به اطرافیان یا به فرد مقابل بیان کند، بعضی با قهر می خواهند رفتار یکدیگر را تغییر دهند به نوعی یک روش تخلیه ناراحتی است. پس لازم است شناخت بیشتری از خواسته ها و نیازهای منطقی هم بدست آورید.

البته بنا به روحیات، هر کس زمانی را در قهر می ماند که اگر طولانی شد دیگر می شود عقده ورزی، غرور بی جا، خودخواهی و کینه ورزی.

برخی این روش را از دوران کودکی فرا گرفته اند، این شیوه نادرستی برای تنظیم رفتار است و تاثیرات بسیار بدی به جای خواهد گذاشت و آرامش را مختل می گرداند، هماهنگونه که شما هم اشاره داشتید ماندن در وضعیت قهر دشوار است به خصوص برای آنها که به هم نزدیکترند، شبها به سختی می خوابند، وضعیت جسمیشان بهم می ریزد، خوبهای آشفته می بینند و....

به عبارتی افرادی که در قهر می مانند افرادی هستند که شیوه مناسب ابراز وجود، دفاع از خود، قاطعیت و جرات ورزی را یاد نگرفته اند، نمی توانند هیجانات خود را به خوبی کنترل کنند و مانع دخالت آنها در تصمیم گیری های منطقی شان شوند؛ قدرت چشم پوشی و بخشیدن دیگران را ندارند و یا غرور کاذبی برای خود ایجاد کرده اند.

در هر حال هم خود قهر و هم عواملی که به ایجاد و تداوم آن مربوط می شوند استرس زا هستند.

دوست عزیز - افکار منفی آزار دهنده  در حالت قهر شدیدا فعال می شوند. فرد در حال قهر بیشتر از حالت های عادی به ویژگی ها، گفتار و رفتار منفی فرد مقابل توجه می کند، و به تدریج رابطه دوستی این دسته از افراد بسیار کاهش می یابند.

بر این اساس، قهر و آشتی های مداوم، آزار دهنده و شرایط آرام زندگی را بر هم می زنند و بدین صورت است که می توان روش های مناسب تر و ایده آل تری به جای آنها جایگزین کرد تا فرد بتواند با جرات بیشتری در شرایط استرس زا حاضر شود، از خود دفاع کند و با حفظ دوستی و صلح به حل مشکل و اختلاف به وجود آمده مبادرت کند.

بله من هم موافقم باید پیش از برقراری رابطه زناشویی آشتی کرد، مطمئنا رابطه شما لذت و وانهادگی بیشتری خواهد داشت. البته برخی معتقدند رابطه زناشویی هم می تواند یک اهرم برای آشتی باشد، اگر قهرید که چه قهر مسخره ایی است که به خاطر فشار شهوت از بین می رود! منظورم این است اکثر قهرهای چرکین، ریشه سستی دارد و از لجاجت نشات می گیرد.

کار بدیست با قهر تسویه حساب کردن!  به قول قدیمی تر ها - قهر مال بچه هاست با شهامت موضوع مورد اختلاف و مناقشه را به خصوص در زمان مناسب طرح و در مورد آن صادقانه گفتگو کنید و از گذشت و پا پیش گذاشتن برای آشتی از سوی طرف مقابلتان، استقبال کنید نه خدای نکرده سوء استفاده! و با هم قرار بگذارید که زودتر برای برقراری ارتباط پیشگام باشید، فرقی نمی کند قهر قهر است چه همسران، چه فرزندان و چه دوستان

باید شیوه های جرات ورزی را یاد بگیریم، شیوه های کسب آرامش را بیاموزیم و از بروز افزایش اضطراب و دیگر هیجانات منفی خود جلوگیری کند. به این ترتیب سیستم منطقی فرد نیز فعال تر شده و می تواند استدلال درستی داشته باشد و تصمیم های درستی در رابطه با خانواده اتخاذ کند.

 زود باشید وقت تنگ است یک دیگر را سخت در آغوش بگیرید.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 15:55  توسط وحید صلواتی  | 

حسین مرادی: دختری که قرار است با او ازدواج کنم بسیار خوب و مودب و دوست داشتنی است، از آنجایی که در خانواده شان چند مورد طلاق داشته اند، کمی نگران آینده هستم، می خواستم عواملی که باعث بروز طلاق می شود را برایم بنویسید؟

اگر همه ما به آمارهای موجود در مراکز آماری مراجعه کنیم خواهیم دید، نرخ رشد طلاق طی سالهای 80 تا 85 به 2/9 درصد و رشد ازدواج 96/3 درصد بوده که این بزرگترین زنگ خطری است که موضوع «طلاق» را جدی بگیریم.

گفته شده اگر کسی 6 سال ابتدای زندگی را با موفقیت گذراند کمتر به سمت و سوی طلاق می رود.

نباید عشق های هوسی و پفکی باعث شود شرایط ناهمخوانی را بپذیرید! یا در پذیرش ازدواج رودربایستی کنید، و بعد بگویید: برای خانواده ما طلاق خوبیت ندارد، یا به خاطر بچه ها باید تحمل کنم و هزار اما و اگر دیگر... شما حق این را دارید که از زندگی خودتان لذت ببرید.

دوستان عزیز امروز باید در گزینش عقلانی همسر دقت کنید و اگر رفتار هر دو طرف با ثبات و سنجیده باشد و اعتقادات مستحکمی داشته باشید، عشق زود وجودتان را تسخیر می کند.

پس عاقلانه عاشق شوید، چه بسا علاقه های عاشقانه ایی که زود به سردی گراییده، در زندگی خانوادگی عشق با رفتار خوب به وجود می آید، اگر خود خواهید، کینه ورزید، با زبانتان نیش می زنید، دروغ فراوان می گویید، اگر عشق ورزی نمی دانید، پایبند به اصول نیستید، دست نگه دارید الان وقت ازدواج شما نیست.

و اما آسیب شناسان عوامل اصلی طلاق را: ناهمخوانی ایده آل های زن و شوهر با یکدیگر

ویژگی های خلقی دو طرف، ناپختگی عاطفی یک یا هر دو نفر برشمرده اند.

با بررسی های به عمل آمده بیش از نیمی از طلاق ها ناشی از اعتیاد، نيازهای اقتصادی، فقر و بیکاری، فاصله شدید طبقاتی، بحران های اقتصادی، تفاوت های فرهنگی در میان خانواده ها،

ارتباطات نامناسب بین زوجین به خاطر عدم آموزش، بالارفتن نیازهای مادی و معنوی، عدم آشنایی به مسائل زناشویی و جنسی و... بوده و باعث شده خانواده کارکرد مناسب خود را انجام ندهد

نتایج تحقیقات نشان داده آسیب هایی که طلاق در جامعه ما ایجاد می کند بیشتر از سایر جوامع غربی است، در جامعه ما معمولا حق و حقوق خانمها ضایع می شود، در جامعه ما زنی که تحت هر شرایطی طلاق گرفته و مطلقه می شود شرایطی به مراتب بدتر و دشوارتری در انتظارش است، در جامعه ما زن مطلقه حدودا  15 درصد امکان ازدواج مجدد دارد آن هم با مردی که سه چهار بچه دارد، یا سن و سالش زیاد است، این در حالی است که 90 درصد مردان به راحتی و با امکان گزینش ساده و گسترده ازدواج می کنند، صاحب خانه ها به زن مطلقه خانه نمی دهند، قوانین موجود مربوط به حقوق خانواده در این خصوص زنان را در شرایط خاص و تنگنا قرار می دهد، مهریه ها با اعمال شاقه! بازپرداخت می شود، آثار سوء طلاق بر فرزندان نیز بر کسی پوشیده نیست که همگان کاملا به آن واقف هستند، علاوه بر این کشمکش ها و آثار طلاق بعد از آن نیز در جامعه ما همچنان ادامه پیدا می کند.

در فرهنگ کشورهای پیشرفته زنان پس از جدایی زندگی عادی خود را ادامه داده و دوباره ازدواج می کنند.

پس عزیزان عاقلانه عاشق شوید، آنگاه عاشقانه یکدیگر را دوست بدارید.

 

 

آموزش شیوه های صحیح رفتاری از طریق برگزاری دوره های آموزشی قبل از ازدواج، به دخترها و پسرها از طرق مختلف می تواند از مقطع راهنمایی تا دانشگاه، ادارات و موسسات رادیو و تلویزیون و سایر رسانه ها و... بازنگری در قوانینی حقوقی مربوط به خانواده، تقویت جایگاه مشاوران در خانواده، تقویت بنیاین های مذهبی و ارزش های روشنگرانه دینی و اخلاقی در سطح جامعه، ترویج فرهنگ همسان گزینی و تاکید بر لزوم آشنایی و شناخت خصوصیات، ویژگی های اخلاقی رفتاری طرف مقابل ازدواج را از سلامت بیشتری برخوردار خواهد کرد

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم دی 1386ساعت 18:46  توسط وحید صلواتی  | 

یک سوال:   

«شباهت ها» یا  «تفاوت ها» کدام در دختر و پسر، باعث به وجود آمدن ازدواج موفق میشود؟

 

این موضوع در بین روانشناسان همواره مورد بحث بوده است، اما آنگونه که مشخص شده باثبات ترین ازدواج ها آنهایی است که زن و شوهر بیشترین شباهت ها را با هم داشته باشند، استفن وایت می گوید: با توجه به بررسی های بالینی، شباهت های اخلاقی و شخصیتی زن و شوهر روی موفقیت ازدواج آنها نقش تعیین کننده ای دارد

نتایج به دست آمده نشان می دهد «نداشتن شباهت» با بی ثباتی و طلاق همراه است.

اما تشابهات به چه معنی است؟ تشابه در هوش(یعنی تحصیلات خیلی ملاک نیست، مهم آن است که زوجین اشیا و امور را به یک شکل ببینند و درباره آن به یک شکل صحبت کنند. همچنین تشابه در ارزش ها و معنویات، علایق، توقع در نظامات خانوادگی،

اما اختلافات که می توانند به خوشبختی زندگی زناشویی لطه بزنند عبارتند از: تفاوت در علایق، تفاوت در میزان انرژی، تفاوت در عادات شخصی(وقت شناسی، نظم و ترتیب، وابستگی مسؤولیت)، اختلاف در استفاده از پول(توافق بر سر مسایل مالی)، علایق و مهارت های کلامی(کم حرف بودن و پر حرف بودن یک طرف)

حال اگر زوجین متوجه اختلافات میان خود شدند باید ویژگی منحصر به فرد «انعطاف پذیری» باشند می توانند به جای اینکه تحت تاثیر اختلافات قرار بگیرند با تفاوت ها کنار بیایند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 12:51  توسط وحید صلواتی  | 

ديدن فيلم های سکس و تاثير آن در خانواده

 

-        با توجه به عدم آموزش زناشویی در مدارس، آیا زن و شوهر می توانند از فیلم، عکس یا نوشته های تحریک برانگیز (سکسی) به منظور بهینه سازی روابط جنسیشان استفاده کنند؟ از اثرات آن بنویسید؟

 اجازه بدهید با آوردن مقدمه ایی به پاسخ سوال وارد شویم، امروز با روند رشد فن آوری ارتباطات و اطلاعات و ورود دستگاههای ماهواره، اینترنت، و انواع گوشی های تلفن همراه و...)  مردم نیز به این تکنولوژی ها دست یافته اند، و با توجه به برخوردهای حذفی و پلیسی گذشته و فرهنگ حاکم بر جامعه، بلافاصله استفاده ناصحیح از آن را آغاز می کنند و بیشتر به حوزه های ممنوع وارد شدند و متاسفانه به مرور قبح بسیاری از زشتی های از میان رفته است و جوانان فکر می کنند کارشان عادی است! و ایرادی به آن وارد نیست، بعد از آن هم  به قول انیشتین: «حماقت اگر همه گیر شد، نامرئی می شود و دیده نمی شود» و عمومیت می یابد، فکر میکنند.

متاسفانه امروز جمع زیادی از دانش آموزان و سایر اقشار در تمام مقاطع به فراخور حالشان از این تکنولوژی ها استفاده های نامناسب می کنند، و گاه کودکان و نوجوانان در تلفن همراهشان تصویر و عکس های سکسی ضبط و به یکدیگر نشان می دهند.

سال 1385 وقتی موضوع یکی از هنرپیشه های زن و آن فیلم سکسی در جامعه مطرح شد، تعدادی از معلمان و دبیران برای من تعریف می کردند که شخصا دیده اند که دانش آموزان صحنه هایی از این فیلم را به یکدیگر نشان می دادند و خدا می داند به چه میزان جوانان تحت فشارهای روحی، روانی و جسمی حاصل از تماشای این قبیل فیلم ها و تصاویر قرار می گیرند. آنوقت در چنین جامعه ملتهبی چه باید کرد؟

هم اینک فیلم های آموزشی پیرامون مسائل جنسی به زبان انگلیسی هست که روند زناشویی را تشریح می کند البته مخصوص متاهلینی است که به وظایف زناشویی شان آشنا نیستند، که دیدن این قبیل فیلمها باعث بهبود روابط همسرها و آشنایی به وظایفشان می شود و به نظر من در حد متعارف دیدن آن اشکالی ندارد.

البته آنچه مسلم است اینکه در صورتی که مرد یا زن مشکلات جنسی دارند باید به پزشک مراجعه کنند.

اما باید به این نکته مهم و کلیدی اشاره کنم که همانگونه که شما هم در سوال آورده اید، در جامعه ما آموزش زناشویی و زندگی خانوادگی مورد اهتمام جدی قرار نگرفته است و همواره برخورد با آن «تابو» خطرناکی بوده است، در حالی که جوانان و نوجوانان بسیار جسورتر از قبل هستند و بسیاری از مسائل به اصطلاح ممنوعه! را می دانند، مدتی پیش مادری که پی به نیاز و حرکات جنسی پسر 16 ساله خود برده بود کم مانده بود ناباورانه قالب تهی کند، فرزندان بزرگ می شوند و باید متناسب با روند جامعه تحت آموزش و تربیت قرار گیرند و ما نباید حساسیت بیش از حد به خرج دهیم، بلکه برخوردها و روش های تربیتی خود را باید مورد بازنگری قرار دهیم.

اما در کشورهای پیشرفته مسائل جنسی، بیماریها، پیشگیریها و... به عنوان واحد درسی در مقاطع مختلف تحصیلی آموزش داده می شود و صد البته حساسیت ها هم به این موضوع کمتر است. اما دوست عزیز در جامعه ما وضع به گونه ایی دیگر است و مردم با منع ناصحیح دیروز و امروز، در هر امری حریصانه تر برخورد می کنند.

به طور کلی باید بگویم دیدن فیلم های پورنو (مخصوصا برای افراد مجرد) توصیه نمی شود، به خصوص مواردی که چند زن و مرد در آن ایفای نقش می کنند، فرهنگ مبتذلی را ترویج می کند که اثرات مخربی بر روی خانواده ها برجای می گذارد، این فیلمها به شدت احساسات را برانگیخته و حالات فرد را غیرعادی و نیازمند می کند و تعدادی نیز از هر راهی! خود را ارضاء می کنند.

یک نکته دیگر اینکه در این فیلم ها، مانند سایر فیلم های سینمایی، زیباترین هنرپیشه ها گزینش می شوند و  نقش بازی می کنند و وظیفه شان این است که قوای جنسی شما را تحریک کنند و بابت چهره، بدن و حرکاتشان پول می گیرند و وانمود می کنند که توان جنسی بالایی دارند، آنها هیچ گاه قسمتهای جعلی و ساختگی و ضعف های فیلم را نشان نمی دهند.

به خصوص با حضور چند زن و چند مرد در این صحنه ها به شما غیرمستقیم می گویند اینگونه بهتر است، و بدین ترتیب اگر متاهل باشید فکر همسر شما را مشوش می کنند (که نکند اینگونه انسان لذت بیشتری می برد!؟) و ارمغان آن بی حیایی و دلسردی در زندگی و مقایسه شخصیتهای فیلم با طرف مقابل (همسر) است که نتیجه خوبی نخواهد داشت.

قابل ذکر است گاهی هم مردی با نشان دادن فیلم از این دست، غیرمستقیم می خواهد انتظارش را از طرف مقابل مطرح کند.

در مورد داستانها و  نوشته های هیجان انگیز جنسی،  آمیزشی و شهوت برانگیز هم که در برخی کتابهای دیروز  و در تعداد زیادی از وبلاگها و سایتهای  امروز نوشته می شود  باید بدانید در اکثر مواقع نویسنده  جوان کم سن و سالی است که بسیاری از آنها هیچ تجربه جنسی هم نداشته اند! و بدین صورت هیجان شما را برمی انگیزند. و با ارضا عقده هاشان، اینگونه وانمود می کنند که تمام این مسائل حقیقت دارد که در واقع یک نوع بازی با هیجان شما و برای آرام کردن عقده ها و حقارت های خودشان این خیال پردازی را مکتوب می کنند و شما را برای هر عمل غیر عقلانی تحریک می کنند.

در آخر یادآور می شوم اگر خودتان بررسی و سوال کنید، اکثر  کسانی که فیلمها و تصاویر سکسی را از طریق ماهواره، اینترنت و وب نوشته های سکسی یا کتابها دریافت می کنند پس از مدتی دچار چنان دلزدگی و وازدگی می شوند که دیگر تمایلی به دیدن یا خواندن آن ندارند و به اصطلاح عنوان می دارند «حالشان از این مطالب و فیلمها بهم می خورد»، بالاخره  فرقی است میان انسان و حیوان!!!

با توجه به اینکه امروزه به راحتی همه چیز در دسترس است باید به گونه ایی فرزندان خود را تربیت کنیم که درست انتخاب کنند، مانند زمان شاه که خانواده ها با افتخار خودشان داشتن یا نداشتن تلویزیون، حجاب و... را انتخاب می کردند نه با اجبار و ضرب و چوب و چماق و اسلحه!

پاسخ شرعی هم بماند برای متخصصین امر.

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم اردیبهشت 1386ساعت 18:41  توسط وحید صلواتی  | 

فقط در برابر رفتار منفی عکس العمل نشان ندهید!

م - یوسفی - شیراز: با این شرایط سخت اقتصادی، اجتماعی و گرفتاریها، زندگیهای عجولانه و پر سرعت که گاه زن و شوهر برای تامین نیازها باید باهم بدوند و ساعتهای کمتری در جمع خانواده با هم هستند، آنگونه که باید و شاید نمی توانیم به مسائل فرزندم بپردازم و گاه مجبور به تنبیه می شوم که البته در کوتاه مدت اثر هم دارد، در مورد تنبیه نظرتان چیست؟

همه این دلایلی که گفتید باعث نمی شود نسبت به سرنوشت کودک که حاصل زندگی شماست بی تفاوت باشید، برای شروع با برنامه ریزی قبلی اگر نیم ساعت وقت برای توجه به او صرف کنید کافی است، بی توجهی و بی تفاوتی  به فرزند مثل همان تف سربالاست.

و اما تنبیه به سه دسته بدنی، کلامی و روحی تقسیم می شود. که گاه تنبیه روحی به خصوص برای فرزندان در سنین بلوغ و رشد بسیار مخرب تر از هر تنبیه فیزیکی است. همانگونه که گفتید تنبیه شاید اثر فوری برای جلوگیری از شیطنت کودک داشته باشد، ولی او را نسبت به زشتی کار آگاه نمی کند بنابراین اثر تربیتی ندارد که اثرات منفی بر روح و روان کودک باقی می گذارد، تنبیه به ارگانیسم نشان می دهد که چه کار نکند، نه چه کار بکند، اسکینر روانشناس پس از تحقیق فراوان در خصوص آثار تنبیه آورده است:

تنبیه آثار جسمی روحی دارد، بی اثر است، اثر معکوس تربیتی دارد، امکان تکرار عمل اشتباه را تقویت می کند، باعث ایجاد پرخاشگری می شود  و نهایتا عدم اصلاح پاسخ فرد به عوامل بیرونی را موجب می گردد.

و اما از جمله اثرات مخرب تنبیه: تقلید از روش تنبیهی پدر و مادر، پرهیز و دوری کودک از کسی که او را تنبیه می کند، اضمحلال شخصیت کودک، ذکر شده است

امروزه استفاده از روش های موثر اخراج یا تبعید موقت توصیه می شود، البته نباید به نیت تنبیه بکار برده شود، هدف جدا کردن کودک و قطع رفتار نامطلوب است، این روش به دلیل انعطاف پذیری فوق العاده در بسیاری از موارد قابل اجراست.

در اسلام تعادل، انعطاف، محبت، رحمت، احترام و بخشش همیشه مطلوب است و تندی، عتاب، خطاب و غضب نسبت به کودک نه تنها مطلوب نیست بلکه نهی شده است و هیچگاه دیده نشده که اولیاء خدا روشهای تنبیهی برای کودکان خود بکار برده باشند.

متاسفانه مربیان و والدین به صورت ناخودآگاه فقط در برابر رفتارهای منفی واکنش نشان می دهند در صورتی که باید به رفتارهای مثبت هم توجه شود و مورد تقویت و تشویق قرار گیرد متاسفانه در زندگی زناشویی پس از گذشت چند سال اینگونه است، یعنی فقط عیوب و اشکالات بزرگنمایی می شود و مورد نقد یا خطاب قرار می گیرد که گاه نفس طرف مقابل را می گیرد! باید به نکات مثبت نیز هر چند کوچک بی توجه نبود، تا انگیزه ها به سردی نگراید. و نقد سازنده و با نیت اصلاح باشد و نه مخرب!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 13:53  توسط وحید صلواتی  | 

باقرصاد- اصفهان: آیا حقیقت دارد که در ایران زن ها زود از مسائل زناشویی سرد می شوند، یا سرد مزاجند؟

این سوال بسیار کلی است، اگر بخواهیم به طور کلی پاسخ دهیم باید بگوئیم در کشور ما این مسائل همواره تابو بوده و آموزش داده نشده و این علت ناآگاهی های جنسی و تبعات مخرب آن است، امروزه بسیاری از اختلافات زناشویی ریشه در ناکامی ها و ناواردی های جنسی دارد.

اگر در این راستا دو طرف وظیفه شان را بدانند، کمتر به سرد مزاجی منتهی می شود. اگر مشکل ناتوانی جنسی است که باید به پزشک مراجعه کرد ولی عموما در کشور ما بیشتر عدم آگاهی مرد یا زن از وظیفه زناشویی (دوم شرایط سخت اقتصادی است) علت سرد مزاجی ها است، اگر مرد به وظایفش آگاه باشد زن بسیار بیشتر همکاری می کند،  زوجین در مقابل هم باید حیا را کنار گذاشته و هیچگونه محدودیتی برای رابطه با یکدیگر قائل نشوند.

اما در صورت مشکلات جسمی باید از طریق یک متخصص وضعیت جنسی مورد بررسی قرار گیرد. عدم توانایی برای لذت جنسی، می تواند هم مربوط به بیماریهای جسمی باشد و هم روانی و حتا اجتماعی که در واقع این سه با یکدیگر مرتبط هستند. مثلا اگر دو زوج شناخت احساسی از یکدیگر نداشته باشند، اصولا از چگونگی ارضای خواسته های یکدیگر عاجز خواهند بود. بسیاری از زنان به دلیل عدم شناخت بدن خود، تابوهای اجتماعی و باورهای خرافی باعث فروکش میل جنسی در خود می شوند و برای برانگیختن آن و هماهنگی کامل با همسرشان به زمان طولانی و آموزش نیاز دارند.

بسیاری از مردان هنوز شیوه برخورد با همسرشان را نمی دانند که بیشتر ناشی از عدم آموزش های پیش از ازدواج در کشور ماست.

 


در روز خواستگاری چه بخواهيم؟ چه بپرسيم؟

رضایی- شهرکرد: به هنگام خواستگاری در مورد چه موضوعاتی سخن بگوئیم  که طرف مقابل تکراری، ظاهری و کلیشه ایی پاسخ ندهد؟ و چه مقدار این گفتگوها ضمانت اجرایی دارد؟

- سوالاتی در زمینه های : سبک زندگی، فرزند، عادات، دین، تعهد، مسائل مالی، وضعیت خانواده، اصول اخلاقی و شخصیتی و خصلت های شخصیتی می توان پرسید که هر کدام به سوالات جزئ تری تقسیم میشود، به هنگام خواستگاری گفته های زیادی رد و بدل می شود این گفته ها هیچ کدام ضمانت اجرایی ندارد، گاه شرایط ناخواسته است که در زندگی افراد تاثیرات عمیقی بر جای می گذارد و مسیرها را تعیین یا تغییر می دهد، اما این گفتگوها باز هم اهمیت دارد. پس باید انعطاف داشت و شرایط غیرقابل تغییر پس از ازدواج را پذیرفت، و سرکوفت نزد که: «تو گفتی چنین می کنم و چنان، چرا دروغ گفتی؟!.»

با این حال پیش از گفتن پاسخ «بله» به طرف مقابل، باید چندین نوبت رفت و آمد و گفتگو داشته باشید و عکس العمل او را در گفته ها و رفتارهای مختلف بسنجید و از اخلاق و رفتارش اطلاعات نسبی بدست آورید از طریق تحقیق، مشاهده دقیق یا گفت گو باید بینش و تصویر شفافی از همه ابعاد شخصیت او، شیوه زندگی اشت و اعمالش در شرایط گوناگون کسب کنید، با تمام این تلاش ها شما شاید 30 تا 40 درصد بتوانید توفیق یابید، مابقی توکل است و رفتارهای متقابل، اما هیچگاه یکشبه پاسخ مثبت ندهید (چه دختر و چه پسر).

لازم نیست هر ضعفی از خود را به زبان بیاورید بلکه تلاش کنید در رفع آن بکوشید، ولی فراموش نکنید هیچگاه در مورد مسائل مهم دروغ نگویید مثل بیماریهای خاص که بروز آن زندگی زناشویی را دچار اشکال کند در مجموع هر آنچه که با آشکار شدن آن زندگیتان را دچار مشکلات بعدی کند باید صادقانه طرح شود.

به هنگام مشاوره باید خوب گوش فرا داد

صابری تهران: چرا برخی پس از مراجعه به مشاور،  باز هم تغییری در رفتارشان دیده نمی شود؟

ابتدا توصیه می شود همه ما در تبیین و تثبیت جایگاه مشاوره در میان اقوام و دوستانمان کوشش کنیم، امروزه مردم آرام آرام نقش، جایگاه و اثرات مثبت مشورت با افراد آگاه را، بیش از پیش در زندگیشان درک کرده اند اما در مورد سوال،  چند دلیل می تواند داشته باشد که مهمترین آن عدم همکاری خود مراجع است، اگر فرد خود نخواهد هیچ پیشرفت و نتیجه ایی از مشاوره کسب نمی کند.

دوم اینکه احتمال دارد مشاور از تجربه، تخصص و ورزیدگی لازم بخوردار نباشد.

سوم اینکه افرادی کمتر تحت تاثیر قرار می گیرند که خوب گوش نمی دهند، معمولا تا خوب گوش نکنی و تجزیه تحلیل و اندیشه نکنی به نتایج خوبی هم دست نمی یابی، بسیار پیش آمده مشاوره در حال سخن گفتن است، حواس و فکر طرف به سمت و سوی دیگری در پرواز است، و بعضی بدبینانه با راه حل ها برخورد میکند و بانگ «نمی شودشان» حال همه را میگیرد.

همچنین افرادی که خود را عقل کل می پندارند و خودبزرگ بین، مغرور و متعصب هستند نیز از بهترین مشاور هم، کمترین نصیب و بهره را  می برند.

در پایان یادآور می شوم دوره مشاوره باید به طور کامل طی شود و نباید آن را به طور ناتمام رها کرد و نتایج را به مشاور گزارش کرد و دستورالعمل جدید دریافت کرد و همواره درمانجو باید در پی رفع اشکالات و عیوب خود باشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم فروردین 1386ساعت 22:56  توسط وحید صلواتی  | 

سمیه - تهران- آقای وحید - شوهر من در کوچه و خیابان، فروشگاه و رستوران و هرجا که باشیم به دخترها و زنها خیره می شود و من از این کار او به شدت در رنج و عذابم، و در مقابل اعتراض من لجاجت می کند، چه باید بکنم؟

نگاه کردن امری طبیعی است، خود شما هم شاید نگاهتان به صحنه های جالب توجه خیره بماند، همانگونه که قبلا عرض شد در هر عملی نیت مهم است، خود شما شوهرتان را می شناسید و می دانید نگاه هایش به چه منظور است.

اگر دختری بسیار غلیظ آرایش کند، لباسهای چسپان و کوتاه به تن کند، موهایش را حالت دهد، به نوعی خاص راه رود و صدایش را تغییراتی دهد و به گونه ایی ویژه سخن گوید، نگاه مردها و زن ها را به خود جلب می کند، یا اگر مردی با تیپ خارج از عرف در معابر ظاهر شود، آیا خود شما برای لحظه ایی به این صحنه ها خیره نمی شوید؟ پس نباید حساسیت بیش از حد به خرج داد، نگاه را که نمی توان همواره کنترل کرد، خواهر عزیز بسیاری از مراجعین عنوان می دارند ما صرفا از روی کنجکاوی نگاه می کنیم که نگاهمان شامل همه مردم است نه جنسیت خاص، و همسرمان را هم بسیار دوست داریم.

و اما شما...  اگر نگاه شوهر جوانتان شهوت آلود و همراه با نیاز است شاید مقصر شمایید، که نتوانستید احساس او را از آن خود کنید، شاید از کمبودی از سوی شما در رنج است؟ وضعیت ظاهری خود از لحاظ پاکیزگی، کلام دلنشین، پوشش مناسب و رابطه جنسی  و... مورد بازنگری قرار دهید، بهانه جویی و توجیهات روزمره را هم کنار بگذارید، نگوئید بد اخلاق است ، خسیس است، پول نمی دهد لباس بخرم، کمی خلاقیت و ابتکار می خواهد و شوخ طبعی و نشاط.

اضافه می کنم بسیاری از نگاه ها از روی کنجکاوی است بسیاری از زنها به مردها نگاه می کنند اما حساسیت بیشتر از طرف زن هاست که چرا شوهرشان به خانمی نگاه کرد!

حال که در مورد نگاه سخن به میان آمد، لازم است این را اضافه کنم که گاه اشکال از عملکرد سیاستگذاران و فرهنگ غلط حاکم بر جامعه است. دختری خانمی از مراجعین به من می گفت واقعا از جامعه مان در حیرتم. گفتم چه شده، گفت در معابر که راه میروم اتفاق افتاده است که از همه اقشار به خودم یا دیگر دختران جوان متلک می گویند، با اینکه ظاهرم متناسب با عرف جامعه است. خدا نکند در تاریکی در کوچه خلوتی قرار بگیرم، ترس وجودم را می گیرد، باور کنیم از تیر نگاه زهرآگین، حتا بعضی روحانی نماها، مامورهای نیروی انتظامی که گاه با چراغ زدن محدودیت های جامعه و عقده شان را به رخ می کشند  در حیرتم. و این نیست مگر به خاطر تندرویهای پیشین و عدم تعادل در برخوردها، ایشان در ادامه گفت در برخی کشورهای اروپایی مثل آلمان، سوئد، نروژ بوده ام، در نیمه شب علاوه بر امنیت، هیچ فردی به خودش اجازه نمی دهد چنین جسارتهای سبکسرانه ایی را روا دارد چرا باید در یک کشور اسلامی اینگونه باشد، البته در کشور عربستان هم عربها بسیار وقیحانه عمل می کنند.

فرق نمی کند،  چرا ما باید به یک مشاجره خصوصی، به یک بیمار روحی، یک معلول، به تجارت و کلا به زندگی دیگران نگاه مداخله گرانه کنیمُ در بسیاری از کشورهای خارجی مردم سرشان در لاک خودشان است و حساب کشی دیگران را نمی کنند، که چه خورد، چه پوشید، چه گفت، کجا رفت و...

اما آنجا که باید به یاری حادثه دیده ایی بشتابیم، متاسفانه برخی از ما روی برمی گردانیم.

بیائید به کردار نیک، گفتار نیک و پندار نیک نگاه و عمل کنیم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 23:39  توسط وحید صلواتی  | 

حجت شهرستان نور -  بعد از گذشت 2 سال و نیم متوجه شده ام با دختری که دوست بودم توافق ندارم و احساس می کنم مناسب هم نیستیم، ولی او معصومانه دو سال به خاطر من صبر کرده است و هنوز هم دوستم دارد و امروز عذاب وجدان نمی گذارد واقعیت را به او بگویم، دلم برایش می سوزد، می ترسم اگر واقعیت را به او بگویم دچار مشکل روحی شود. نمی دانم آیا صلاح است با او ازدواج کنم؟

- دوست عزیز دو سال زمان کمی نبوده که تازه به این نتیجه رسیده اید!  او احتمالا خواستگارانش را به بهانه های مختلف رد کرده است، مگر او بازیچه دست شما بوده است، که 30 ماه با احساسات او بازی کرده اید؟ ننوشته اید بر سر چه موضوعی توافق ندارید؟ ولی خوب است به معصومیت عشقش اشاره کرده اید، با این حال به خاطر ترحم و دلسوزی و وجدان خفته تان! هیچگاه با او ازدواج نکنید و عشقش را به تمسخر نگیرید، اگر واقعا دلیل منطقی دارید، واقعیت را به او بگوید و آرام آرام فاصله خودتان را با او زیاد کنید تا آسیب روحی نبیند و منبعد سنجیده عمل کنید. هر چند با هر کس دیگری ازدواج کنید این روزها را فراموش نخواهید کرد، و مشکلات همچنان باقی می ماند، در صورت امکان بگوئید با من تماس بگیرد، ولی باز ازعان می کنم اگر اختلافاتتان جزئی و قابل حل  است مردانه و وفادارانه به تعهدتان پایبند باشید و...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386ساعت 0:32  توسط وحید صلواتی  | 

در چه زمينه بايد مشاوره کرد و با چه کسانی؟

ثریا- اسلام شهر: در چه زمینه های و با چه کسانی باید مشاوره کرد؟

 

در همه زمینه ها می توان مشاوره کرد مثلا: وقوع حوادثي نظير مرگ پدر، مادر و ساير اقوام، از دست دادن شغل يا موقعيت هاي ديگر، مشكلات مالي، مواجه شدن با شكست ها، مسائل ارتباطی، مسائل خانوادگي،  انتخاب مواد درسي،  انتخاب رشته تحصيلي، انتخاب شغل، انتخاب در مواردي كه چند راه جلوي فرد قرار دارد، جلوگیری از بارداری، بهداشت آمیزش، تربیت فرزند و از همه مهمتر انتخاب همسر براي ازدواج، انتخاب همسر به اندازه اي در زندگي مهم است كه انتخاب مناسب آن، بيمه كننده سعادت فرد و به عبارتی یک نسل است.

انسان براي مواجهه با هر يك از مشكلات فوق و يا مشكلات مشابه ديگر، دچار اضطراب و نگراني و يا تشويش در تصميم گيري مي شود و نياز دارد از ديگران كمك بخواهد. كمك دهندگان ممكن است بزرگان قوم، دوستان و يا همسايه ها باشند. و شاید هيچ كدام از افراد فوق الذكر صلاحیت و تخصص لازم براي چنين كاري ندارند، آن كه مي تواند با استفاده از روشها و فنون مشاوره و داشتن صلاحيت هاي ديگر به چنين افرادي كمك كند؛ مشاور است. بنابراين در برخورد با مشكلات، مراجعه به مشاور اهميت ويژه اي دارد كه نتيجه اش تسكين ناراحتي، رفع مشكل و گزينش مناسب مي باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 17:56  توسط وحید صلواتی  | 

آیا والدین و اقوام و دوستان مشاوران خوبی هستند؟؟؟

سمیرا - فولاشهر- اصفهان- بنای زندگی خود را بر مشورت قرار دادم، ابتدا با والدین، اقوام و دست آخر دوستان مورد اعتماد، اما پشیمانم، هر کس حرفی می زند گاهی کاملا در تضاد با یکدیگر واقعا خسته شده ام حتا پدر و مادر گاهی غیرمنطقی و متناقض بحث می کنند و صرفا نصیحت می کنند مثلا به انتخاب من برای آینده ام احترام نمی گذارند، واقعا باید چه کرد با چه کسی در امر ازدواج باید مشورت کرد؟ چه کسی صلاحیت دارد؟ چه کسی از راز آدم سوء استفاده نمیکند؟

انسان در دوران زندگي با مشكلات زيادي مواجه مي شود كه به علل مختلف قادر به تصميم گيري و پيدا كردن مناسبترين راه حل نمي باشد. مشاوره فرآیندی است که طی آن در زمینه ممنوع و یا مساله خاص بدون جانبداری به فرد کمک و راهنمایی ارائه می‌شود.

شکی نیست هیچ کس مانند والدین دلسوز فرزند نیستند و آمال و آرزویشان خوشبختی فرزندان است، اما گاه حتا پدر و مادر مشاور خوبی نیستند،  با توجه به تخصصی شدن علوم برای مشاوره در هر امری باید به متخصص آن مراجعه کرد. در ازدواج هم اصل بر مشورت است؛ اما مشاور بايد واجد شرايط باشد. معمولاً كسي كه مي خواهد ازدواج كند، پدر، مادر و بزرگان فاميل برخی دوستان خاص را در جريان مي گذارد و با آنان مشورت مي كند گاه نيز از روحانيون، و سالخوردگان نظر خواهي مي شود و بالاخره بعضي به استخاره نيز روي مي آورند.

به هر حال چون ازدواج امر مهمي است؛ معمولاً مشاوره و كنكاش در آن مطرح است، ولي طرف مشورت غالباً واجد شرايط نيست. پدر، مادر، پدر بزرگ، مادر بزرگ، عمه، خاله، دوستان، بزرگان و سالخوردگان هيچ كدام واجد شرايط براي مشاوره در اين امر مهم نيستند. گاهی آرزوها و شکست های خود را منتقل می کنند یا تجربه های غلطی که فکر می کنند صحیح است، مشاور ازدواج، بايد شرايط يك مشاور را دارا باشد و در زمينه ي مشاوره ي خانواده مطالعه و تجربه داشته باشد و در مورد ازدواج كه بخشي از مشاور خانواده است؛ كاركرده باشد  و به اصول و فنون مشاوره آشنا باشد و از همه مهمتر خود زندگی خوبی داشته باشد.

پس  ازدواج یکی از موضوعات مهمی است که در فر‌آیند مشاوره همواره مورد توجه است و به عنوان بخشی از فعالیتهای یک مشاور محسوب می‌شود. بر این اساس افرادی که قصد ازدواج دارند با کمک جستن از منابع مشاوره‌ای راهنماییهای لازم در این زمینه دریافت می‌کنند تا تصمیمات مناسبتری را اتخاذ کنند بنابراين ياري خواستن از افراد واجد شرايط مي تواند در حّل مشكل و تصميم گيري مناسب كارساز باشد و همه ما باید بدون غرور و خودبزرگ بینی و حس عقل کلی! به این افراد مراجعه کنیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم فروردین 1386ساعت 17:42  توسط وحید صلواتی  |